مکتبی» واژهای فارسی و صفتی نسبی است که از واژه «مکتب» گرفته شده و بهمعنای «منسوب یا وابسته به مکتب» است. در گذشته، مکتب به محل آموزش کودکان گفته میشد که زیر نظر مکتبدار، خواندن، نوشتن و قرآنآموزی را میآموختند. بنابراین، «مکتبی» در معنای نخست به کودکی گفته میشد که به مکتب میرفت؛ یعنی شاگرد یا دانشآموز ابتدایی آن دوران. در ادبیات فارسی نیز گاه این واژه برای اشاره به فردی کمتجربه یا تازهکار در علم و دانش به کار رفته است.
در معنای گستردهتر، این واژه به هر چیز یا شخصی گفته میشود که به یک «مکتب فکری» یا «مکتب عقیدتی» وابسته باشد. برای مثال، وقتی میگویند «اندیشه مکتبی»، یعنی اندیشهای که بر پایه اصول، باورها یا نظام فکری خاصی بنا شده است؛ مانند مکتب فلسفی، مکتب هنری یا مکتب دینی. در این کاربرد، این واژه نشاندهنده پیروی آگاهانه از یک چارچوب فکری مشخص است.
در زبان امروز نیز این اصطلاح گاهی معنایی اخلاقی و ارزشی پیدا میکند؛ مثلاً وقتی کسی را «انسانی مکتبی» مینامند، منظور فردی است که بر پایه اصول، باورهای دینی یا آرمانهای فکری خود عمل میکند. بنابراین، این واژه هم معنای ساده و تاریخی دارد (کودک مکتبرو) و هم معنای عمیقتر و فرهنگی (وابسته به اندیشه و نظام فکری خاص).