مهمانگاه
مترادفها
مهمانپناه، مسافرخانه، اقامتگاه
فرهنگستان زبان و ادب
{front of the house} [گردشگری و جهانگردی] محلی که ارتباط مستقیم با مهمانان و مشتریان دارد، مانند سرسرای مهمان خانه/ هتل و پیشگاه
ویکی واژه
محلی که ارتباط مستقیم با مهمانان و مشتریان دارد، مانند سرسرای مهمانخانه/ هتل و پیشگاه.
جمله سازی با مهمانگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کآید اینک مهر پرور ماه ما یک دم دیگر به مهمانگاه ما
💡 من ز بهر دادن جان می روم سوی مهمانگاه جانان میروم
💡 در آن روستای دورافتاده، یک مهمانگاه سنتی وجود دارد که مسافران میتوانند در آنجا با آرامش استراحت کرده و از غذاهای خوشمزه و محلی لذت ببرند.
💡 مدیریت کردن یک مهمانگاه بزرگ نیازمند صبر و حوصله فراوان و مهارت در برخورد با فرهنگهای مختلف از سراسر جهان است.
💡 این مهمانگاه قدیمی با معماری خاص خود، اکنون به مکانی محبوب برای گردشگرانی تبدیل شده است که به دنبال تجربهای متفاوت هستند.