مساعد

کلمه مساعد در زبان عربی به معنای کمک کننده یا حامی است. این واژه برای اشاره به شخصی به کار می‌رود که در انجام کاری یاری می‌رساند یا به دیگران کمک می‌کند.

در زبان فارسی، مساعد می‌تواند به معنای مناسب، موافق یا سازگار نیز به کار برود. به عنوان مثال در جمله‌ آیا مساعد هستید که تماس بگیرم؟ مساعد به معنای آیا موافق هستید می‌باشد.

لغت نامه دهخدا

مساعد. [ م َ ع ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مسعد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مسعد شود.
مساعد. [ م ُ ع ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی است از مصدر مساعدة. یاری دهنده. ( غیاث ) ( آنندراج ). یار و یاور. یاری ده. یارمند. کمک کننده.کمک دهنده. || سازوار. موافق

فرهنگ معین

(مُ عِ ) [ ع. ] (اِفا. ) موافق، یاور.

فرهنگ عمید

۱. مناسب.
۲. هم بازو، یارویاور، موافق.

فرهنگ فارسی

همبازو، یارویاور، موافق
( اسم ) یاری کننده یاور موافق جمع: مساعدین.

جملاتی از کلمه مساعد

هوای مدح توام بود عمری و آمد فلک مساعد و اقبال سازگار امروز
هر کرا بخت مساعد بود و دولت یار کار دشوار برین گونه بود آسانش
این جهان با تن مساعد آن جهان با روح یار مژده داده مر روانها را ز لذتها بدن
زخم را آماده شو چون شد مساعد روزگار کزکجی بیش است عیب راستی در تیرمار

در سال ۱۸۲۳، انگلیس به افغانستان لشکر کشید، دوست محمد خان برای مساعدت از روس‌ها ابتدا به بخارا رفت اما در عدم همکاری آنان وی به افغانستان بازگشته خود را تسلیم انگلیس‌ها نمود، انگلیس‌ها هم وی را به هندوستان تبعید کرد و حاکم قبلی، شاه شجاع را جایگزین او کرد. 

فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم