مراجعه به معنای نقل مختصر و جذاب گفتوگوهای پرسش و پاسخ بین گوینده و مخاطب است. این نوع بیان یکی از شیوههای بدیعی قرآن به شمار میآید، که در آن گوینده با استفاده از عبارات مختصر و جذاب، گفتوگوهای خود را بازگو میکند. به عنوان مثال، در آیهای آمده است: خداوند به ابراهیم فرمود: من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم. ابراهیم گفت: از نسل من، نیز امامانی قرار بده، خداوند پاسخ داد: پیمان من به ستمکاران نمیرسد. در این آیه، سه نوع مراجعه وجود دارد: ۱. خبر و پرسش؛ ۲. امر و نهی؛ ۳. وعد و وعید. سیوطی نیز بیان میکند که در این آیه پنج نوع مراجعه قابل شناسایی است: ۱. خبر و درخواست؛ ۲. اثبات و نفی؛ ۳. تأکید و حذف؛ ۴. بشارت و انذار؛ ۵. وعد و وعید.
مراجعه
لغت نامه دهخدا
مراجعه. [ م ُ ج ِ ع َ / ع ِ ] ( از ع اِمص ) بازآمدن. بازگشت. برگشتن. || رجوع کردن. دوباره رجوع کردن. بازدید. مطالعه: مراجعه به کتاب.
- مراجعه دادن؛ رجوع دادن. حواله دادن.
- مراجعه کردن؛ بازگشتن. بازآمدن.
- || رجوع کردن به کتاب یا نوشته ای. دوباره دیدن آن.
فرهنگ معین
(مُ جَ عَ یا عِ ) [ ع. مراجعة ] (مص ل. ) رجوع کردن، بازگشتن، رفتن به جایی یا نزد کسی برای انجام کاری.
فرهنگ عمید
رجوع کردن به کسی یا چیزی.
فرهنگ فارسی
۱- ( مصدر ) رجوع کردن. ۲- باز گشتن. ۳- ( اسم ) رجوع. ۴- بازگشت. توضیح بمعنی ۲ و ۴ غالبا مراجعت بکاررود جمع: مراجعات. ۵ - آنست که شاعر در یک مصراع یا یک بیت مطلبی را بطریق پرسش و پاسخ بیاورد سوال و جواب.
بازگشت
ویکی واژه
مراجعة
رجوع کردن، بازگشتن، رفتن به جایی یا نزد کسی برای انجام کا