مرابع

لغت نامه دهخدا

مرابع. [ م َ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مربع. ( از متن اللغة ). رجوع به مِربَع و مربعة ( به معنی چوبی که دو طرف آن بگیرند و با آن بار بر پشت ستور نهند ) شود. || ج ِ مربع، به معنی باران بهاری. ( از اقرب الموارد ). رجوع به مَربَع شود. || ج ِ مربع، به معنی اقامتگاه تابستانی و ییلاق. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). رجوع به مَربَع شود: بستانش حدائق... نوع انسان چنان نواحی و مرابع به چشم و گوش ندیده و نشینده. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 11 ). || جای بارشهای بهار. رجوع به معنی قبلی شود. || منزل ها. مکانها. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). رجوع به معنی سوم شود.

فرهنگ معین

(مَ بِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مَربَع. منازل، جای اقامت.

فرهنگ عمید

= مَربع

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع مربع. ۱- بارانهای بهاری. ۲- جای بارشهای بهار محلهای اقمات در بهار.

ویکی واژه

جِ مَربَ
منازل، جای اقامت.

جمله سازی با مرابع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نگذرد زان مرابع و اطلال تا نسازد ز گریه مالامال

💡 ما انضرت ارض نجد من غمایمها خضر المرابع و الاطلال و الاکم

💡 واقف بر هر چه در مرابع نزدیک ملهم از آنچه در مکامن اقصی

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز