مدارج. [ م َ رِ ] ( ع اِ ) درجه ها. پایه ها. رتبه ها. پله ها. زینه ها. درجات. مراتب. ( ناظم الاطباء ). در فارسی به معنی مراتب ودرجات و پله ها مستعمل است: همواره در مدارج علو و معارج سمو متصاعد و مترقی باد. ( سندبادنامه ص 216 ). چه عالمیان در منازل و معارج و مراتب و مدارج متفاوت قدر اند. ( سندبادنامه ص 4 ). ولاة و امرا را مدارج است. ( سندبادنامه ص 6 ). || ج ِ مدرج.( از اقرب الموارد ). رجوع به مَدرَج شود. || ج ِ مدرجة. ( اقرب الموارد ). رجوع به مَدَرجَة شود.
- مدارج کمال؛ در فلسفه، مراحلی که در راه کمال و استکمال پیموده شود. ( مصنفات باباافضل ج 1 رساله 1 ص 49 ) ( از فرهنگ علوم عقلی ).
(مَ رِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مدرج، درجه ها، پایه ها، رتبه ها.
۱. [جمع مَدرج] = مَدرج
۲. [جمعِ مُدرَج] = مُدرج
۳. [جمعِ مدرجَة] = مدرجه
جمع مدرج و مدرجه
( اسم ) جمع مدرج ومدرجه درجه ها پایه ها منازل:... در مدارج موجودات و معارج معقولات بعد از نبوت که غایت مرتب. انسان است... هیچ مرتبهای ورای پادشاهی نیست. یا مدارج کمال. مراحلی که در راه کمال و استکمال پیموده شود.
جِ مدرج؛ درجهها، پایهها، رتبهها.
💡 هوس گرفت مگر چرخرا که پی گیرد سوی مدارج قدر رفیعت اینت محال
💡 بر آستان دوست اگر سر توان نهاد آنست بر مدارج دولت صعود ما
💡 سید حبیبالله برهانی معروف به آیتالله برهانی از علمای رستم کلایی بهشمار میآید که علاوه بر طی مدارج عالی علوم حوزوی در فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و خدمات عامالمنفعه فعال بود.
💡 حضور ۲۱۸ عضو هیئت علمی تمام وقت و نیمه وقت و بورسیه و ۵۵۸ مدرس حقالتدریس با مدارج علمی فوق لیسانس، دکتری، دکتری حرفهای که غالباً از دانشگاههای تهران در این واحد به تدریس اشتغال دارند و از امتیازات بسیار مطلوب واحد محسوب میشود.
💡 نه پایۀ نخستین از با قدرتست؟ گیرم که بر مدارج اوج سما رسم
💡 طی نبرد لهستان-شوروی خروشچل به فرماندهی واحدهای مختلف منصوب شد و پس از پایان جنگ به شهر لووف منتقل شد و در همانجا علاوه بر تکمیل مدارج نظامی در رشته حقوق هم فارغ التحصیل شد.