مجاب. [ م ُ ] ( ع ص ) جواب داده شده. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( غیاث ). جواب داده و پاسخ داده. ( ناظم الاطباء ). پاسخ کرده. پاسخ شنیده. که وی را پاسخ داده باشند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- مجاب الدعوة؛ کسی که دعای وی پذیرفته و قبول گردد. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
|| قبول کرده شده. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || مأخوذ از تازی، ساکت شده در مباحثه و مناقشه و گفتگو. ( ناظم الاطباء ) مغلوب در مناظره. مُفحَم. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
(مُ ) [ ع. ] (اِمف. ) جواب داده، پاسخ داده شده.
پاسخ داده شده، کسی که قانع شده.
پاسخ داده شده، کسی که جواب شنیده
(اسم ) ۱ - کسی که بدو جواب داده باشند پاسخ داده شده. ۲ - مغلوب در مناظره.
جواب داده، پاسخ داده شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی با علمای اهل سنت مناظراتی داشته است. از جمله در سال ۸۷۸ در خانه سید محسن رضوی با فاضل هروی مناظره ای داشته و وی را مجاب کردهاست.
💡 ژرف ساخت مناظره حماسه است، زیرا در آن بین دو چیز بر سر برتری و فضیلت خود بر دیگری نزاع و اختلاف درمیگیرد و هر یک با استدلالاتی خود را بر دیگری ترجیح مینهد و سرانجام یکی مغلوب یا مجاب میشود.
💡 این مجابات مجیرست در آن قطعه که گفت بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد
💡 گفتم: سایل به داند از مسئول که هم مراد است و هم مرید، و هم مجاب است و هم مجیب.
💡 لوای اقبال چو واژگون شد بجام احباب شراب خون شد چو بخت برگشت خرد زبون شد، حکیم دانا مجابگردید
💡 این شعر مجابات حکیمی است کهگفته است: (ای دل تو چهگوییکه زمین یاد کند یار)