مال بند. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) تیری بر پیش درشکه و کالسکه و امثال آن تا اسب را بر آن استوارکنند. چوبی که در میان دو اسب درشکه و کالسکه حایل است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). چوب درازی که در جلو درشکه نصب کنند و به طرفین آن اسبها را بندند.
(بَ ) (اِمر. ) چوب بلندی در جلو درشکه و ارابه که اسب ها را به طرفین آن می بستند.
چوبی دراز در جلو درشکه و ارابه که اسب ها را به دو طرف آن می بندند.
( اسم ) قطع. چوبی دراز که در جلو درشکه وارا به نصب کنند و بطرفین آن اسبها را بندند.
{hitch} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] مجموعه ای از قطعات در ادوات کششی یا ماشین های کشاورزی که نیرو را از تراکتور به دنباله بندها منتقل می کند
چوب بلندی در جلو درشکه و ارابه که اسبها را به طرفین آن میبستند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمال بندگی درگهش بعید ز نقص ستاره شرف خدمتش بری زوال
💡 کمال بندگی و عین خواجگی این است که ما خطا بنماییم و او عطا بکند
💡 مزد خدمت های دیرین، خواجه راند از آستانم شد کمال بندگی سرمایهٔ چندین ملالم
💡 در این عبارت رحمت خدا به باران مانند شدهاست. روشن است که در این عبارت، منظور از کشتهها معنایی لفظی آن نیست بلکه مقصود اعمال بندگان است.
💡 آب شیرین (بندرعباس)، روستایی از توابع بخش فین شهرستان بندرعباس در استان هرمزگان ایران است. این روستا در ۵۵ کیلومتری شمال بندرعباس و در مجاورت محور بندرعباس به سیرجان در دهستان گهره قرار دارد.
💡 ای آن کسان که خداوند اعمال بندگانش را جز با محبت شما نپذیرد و دینشان را نیز.