مؤکد
مترادفها
حتمی، قطعی، مسلم، تاکید شده
متضادها
مشکوک، ضعیف
فرهنگ معین
(مُ ءَ کَّ ) [ ع. ] (اِمف. ) تأکید کرده شده، استوار، محکم.
فرهنگ عمید
۱. تٲکید شده.
۲. محکم و استوار.
ویکی واژه
تأکید کرده شده، استوار، محکم.
جمله سازی با مؤکد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تلاشهایی صورت گرفته تا تاریخ گذشته اروپا را که مؤکد اعتبار هویت ملی اروپاست بازسازی کنند.
💡 چو بندی ز نوعهد از من بهر یک بصد گونه سوگند میکن مؤکد
💡 عهد میمون تو، عقلا، دور دور است از فنا زان که عدلت با بقا عهدی مؤکد میکند
💡 بوحرب بختیار محمد، که رای او ارکانهای ملک مؤکد کند همی
💡 انکار و شک ز خاطر ارباب شرک برد حکم نبوتش که به قرآن مؤکد است
💡 و گفت: بخوف محبت درست گردد و ملازمت ادب بر دوست مؤکد گردد. و گفت محبت را از آن نام محبت کردند که هر چه در دل بود جز محبوب محو گرداند.