لغت نامه دهخدا
لوچی. ( حامص ) حالت و چگونگی لوچ. کژچشمی. دوبینی. احولی. حَوَل. چپی. دوبینندگی. کلاژکی. کج بینی. لوشی.
لوچی. ( حامص ) حالت و چگونگی لوچ. کژچشمی. دوبینی. احولی. حَوَل. چپی. دوبینندگی. کلاژکی. کج بینی. لوشی.
لوچ بودن.
احولی دوبینی.
{strabismus, heterotropia, manifest deviation} [پزشکی] هرگونه انحراف از همسویی کامل چشم ها
لوچی (squint)
(یا: استرابیسم) حالتی که در آن، یکی از چشم ها به یک طرف منحرف می شود. لوچی شایع است و ممکن است همگرا، به سمت داخل، یا واگرا به سمت خارج، و در موارد نادر عمودی باشد. لوچی همگرا را چشم متقاطع نیز می نامند. لوچی بر دو نوع است، لوچی فلجی براثر بیماری یا آسیب دیدن ماهیچه های خارج چشمی یا عصب های آن ها ایجاد می شود. لوچی غیرفلجی ممکن است ارثی یا ناشی از خطای انکساری چشم باشد. لوچی کودکان عمدتاً از نوع غیرفلجی است. لوچی با تجویز عینک، ورزش ماهیچه های چشم یا عمل جراحی درمان می شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کتابهای این مؤسسه به زبانهای بلوچی، پشتو، اردو، انگلیسی و فارسی منتشر میشود، ولی بخش عمده انتشارات آن به زبان بلوچی و اردو میباشد.
💡 ستوان «واترز» (بروس ویلیس) فرمانده تیم ویژه ای است که افرادش را به جنگلهای نیجریه میبرد تا دکتر «لنا کندرکس» (مونیکا بلوچی) را آزاد کند. اما آنها در میابند که کندرکس تنها در صورتی همراهشان میآید که ۷۰ پناهنده دیگر را نیز نجات دهند.
💡 (به سندی: سنڌي) زبان تاریخی ایالت سند و مردمان سندی است. ۵۳٬۴۱۰٬۹۱۰ تن در پاکستان و ۵٬۸۲۰٬۴۸۵ تن در هند بدین زبان سخن میگوید. این زبان یک زبان هندوآریایی است. سندی تاثیرهایی را از زبان بلوچی پذیرفته است.
💡 در تقسیمبندی تاریخ ادبیات بلوچی نظرات متعددی بین محققان وجود دارد اما شناخته شدهترین و صائبترین این نظرات ادبیات بلوچی را به دو گونه تقسیمبندی میکنند.
💡 از بزرگان ادبیات بلوچی میتوان به ناطق مکرانی، ملارگام، زیب مگسی، قاضی نور محمد گنج ابوی، عبدالله روانبد و سید ظهور شاه هاشمی، صبا دشتیاری و میر گل خان نصیر نام برد.