لشن

لغت نامه دهخدا

لشن. [ ل َ ش َ ] ( ص ) چیزی نرم و لغزنده و بی خشونت را گویند. ( برهان ). املس. نسو: الانملاق؛ نسو شدن یعنی لشن و لغزنده شدن. المحص؛ نسو شدن رسن یعنی لشن و لغزان شدن. التدملک؛ گرد و نسو شدن یعنی لشن و لغزان شدن. ( مجمل اللغة ). || بی نقش وساده. || هموار. لَشن. لَشِن. ( برهان ).
لشن. [ ل َ ش ِ / ل َ ] ( ص ) هموار. لَشِن. رجوع به لَشَن شود.

فرهنگ معین

(لَ شَ ) (ص. )۱ - نرم. ۲ - هموار. ۳ - ساده، بی نقش و نگار.

فرهنگ عمید

۱. نرم و لیز.
۲. هموار.
۳. ساده، بی نقش ونگار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- نرم ولغزنده املس: الاغلاق نسو شدن یعنی لشن و لغزنده شدن.۲- بی نقش ساده. ۳- هموار مسطح: قاعا صفصفا زمینی که آبگیر بوده باشد پس خشک شده چگونه لشن و هموار و برابر باشد.
هموار. لشن

ویکی واژه

نرم.
هموار.
ساده، بی نقش و نگار.

جمله سازی با لشن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برد زنگ از دل آیینه تاریک، خاکستر مبدل چون کنم صائب به گلشن گلخن خود را؟

💡 گلزار کو گلزار کو جز گلشن کویش مرا جز گلشن کویش مرا گلزار کو گلزار کو

💡 تونل زیر آبی الشندغه که در این منطقه قرار دارد دو منطقهٔ دیره و بر دبی را به هم متصل می‌کند.

💡 گوشة امنی ندارد گلشن وارستگی خویش را در مأمن چنگال شهباز افکنیم

💡 یارم ز در در آمد، وشتن کنید وشتن این خانه را به وشتن گلشن کنید، گلشن

💡 خانه شیخ سعید آل مکتوم، از بناهای مهم تاریخی دبی، در منطقهٔ الشندغه قرار دارد.