قیومیت
قیومیت به معنای قیوم بودن و قائم بالذات بودن است؛ یعنی موجودی که هستی و بقا و قدرت او وابسته به هیچ چیز و هیچ کس نیست. این واژه از ریشهی عربی گرفته شده و در زبان فارسی مفهومی عمیق در حوزهی الهیات و فلسفه دارد. قیومیت، صفتی است که تنها به ذات حقتعالی نسبت داده میشود، زیرا اوست که هستی همهی موجودات را نگاه میدارد و قائم به خود است، بیآنکه نیازی به غیر داشته باشد.
در اندیشهی الهی، به معنای قدرت مطلق و بینیاز بودن از اسباب و علل خارجی است. خداوند به عنوان موجود قیوم، نه تنها خود قائم به ذات است، بلکه همهی هستی در پرتو وجود او باقی و پابرجاست. هرچه در عقل بشری محال و دستنیافتنی مینماید، در قدرت خداوند ممکن و کامل است، زیرا قدرت او مطلق و بیاحتیاج به ابزار و واسطه است. از همین رو، در متون عرفانی و فلسفی از قیومیت سخن گفته میشود تا بیحد و حصر بودن قدرت الهی را بیان کنند.
در این مقام، تغییر، نقصان یا تحول راه ندارد؛ زیرا ذات الهی ثابت، کامل و از هر گونه دگرگونی مبراست. معنای این اصطلاح یادآور آن است که خداوند هم منشأ هستی و هم نگاهدارندهی آن است، و همهی موجودات در وجود و استمرار خود به او محتاجاند. بدینسان، قیومیت جلوهی والای بینیازی، ثبات و توانایی مطلق خداوند است که عقل انسان در برابر آن، به نهایت فروتنی و شگفتی درمیماند.
مترادفها
استقامت، پایداری، استواری
متضادها
وابستگی، نیازمندی
لغت نامه دهخدا
قیومیت. [ ق َی ْ یو می ی َ ] ( ع مص جعلی، اِمص ) قیوم بودن. قائم بالذات بودن. ( فرهنگ فارسی معین ): هرچه در عقل محال است، اﷲ بر آن قادر بر کمال است و در قدرت بی احتیال است، و در قیومیت بی گشتن حال است. ( فرهنگ فارسی معین از کشف الاسرار ج 2 ص 507 ).
فرهنگ عمید
قیوم بودن، قائم به ذات بودن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) قیوم بودن قائم بالذات بودن: هر چه در عقل محالست الله بر آن قادر بر کمالست و در قدرت بی احتیالست و در قیمومیت بی گشتن حالست...
جمله سازی با قیومیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر آنکو وجه قیومیتش دید در اشیاء هم بوجهش یافت توحید
💡 کند پس در حقیقت حق تعالی بقیومیتش بر جان تجلی