قدف

لغت نامه دهخدا

قدف. [ ق َ ] ( ع اِ ) بن شاخ خرمابنی که اطراف شاخش بریده باشند. || ( مص ) آب پاشیدن و ریختن. || به مشت گرفتن آب از حوض. || به مشت گرفتن چیز ریزان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(قَ ) [ ع. ] (مص م. ) ریختن.

فرهنگ فارسی

بن شاخ خرما بنی که اطراف شاخش بریده باشند.

ویکی واژه

ریختن.

جمله سازی با قدف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هیهات للقید ما قدفت من قرء هیهات للقوس ما قدزل من اسل

💡 هل یرجع من زماننا ما قدفات هیهات و هل فات زمان هیهات

💡 دگر سرو سهی هر جا ستاده به پیش قامتش از قدفتاده

💡 فلو وری البوس ما قدفاته لحکی تحب الجور لاصفا مدی الاوّل

مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز