فیضان. [ ف َ ی َ ] ( ع مص ) بسیار شدن آب، چندانکه روان گردد. ( منتهی الارب ). لبریز شدن. ( فرهنگ فارسی معین ). || لبالب رفتن رود. || آشکار کردن راز را. ( منتهی الارب ). || ( اِمص ) ریزش آب. || ریزش. فیض. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فیض شود.
(فَ یَ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) بسیار شدن آب و سرریز شدن آن، لبریز شدن. ۲ - (اِ مص. ) ریزش، ریزش آب.
۱. فراوان شدن آب و روان گشتن آن، فروریختن آب از ظرفی یا از جایی از کثرت آن.
۲. لبریز شدن.
۱ - ( مصدر ) ریخته شدن آب از بسیاری لبریز شدن ۲ - ( اسم ) ریزش آب ۳ - یزش فیض.
بسیار شدن آب و سرریز شدن آن، لبریز شدن.
ریزش، ریزش آب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلایق دو نوع آمدند: انبیا علیهمالسلام و امت. انبیا را اول بکلید طریقت در طلسمات باطنی بگشادند از راه عالم غیب و امداد فیضان فضلالهی بروح ایشان رسید که قابل آن بودند و آن طلسمات گشاده شد و اثر آن فیض بدل رسید پس بنفس رسید پس بصورت قالب رسید صورت شریعت بر صورت قالب ظاهر گشت. چنانک فرمود «ماکنت تدری ما الکتاب و لا الایمان ولکن جعلنا له نورا نهدی به من نشا من عبادنا».
💡 اما آن کسان که ابتدا در عالم ارواح از پس حجب ارواح انبیا فیضان فضل ما یافتهاند امروز بیواسطه راه حضرت ما نتوانند رفت و طلسم نهاده ما نتوانند گشود «سنه الله التی قد خلت من قبل و لن تجد لسنه الله تبدیلا» الا بشا گردی دکان انبیا قیام نمایند و داد «و ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه ولا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله» بشرط بدهند. و صل عروس بایدت خدمت پیشکاره کن.