فسردگی

لغت نامه دهخدا

فسردگی. [ ف ُ / ف ِ س ُ دَ / دِ ] ( حامص ) افسردگی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به افسردگی شود.

فرهنگ معین

(فُ یا فِ سُ دِ ) (حامص. ) افسردگی، پژمردگی.

فرهنگ عمید

۱. افسردگی.
۲. پژمردگی.
۳. غمگینی.

ویکی واژه

افسردگی، پژمردگی.

جمله سازی با فسردگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با همه افسردگی مفت تماشاییم ما موجها د‌ارد پری چندان که میناییم ما

💡 گر بوی‌گل ز برگ‌گل افسردگی‌کشد جولان شوق می‌کشد از خواب پا نقاب

💡 منم آن مایه کسادِ سرِ بازار جنون که ز افسردگی از خاطر طفلان رفتم

💡 مردم از افسردگی هنگام آن آمد که باز رستخیزی در دل از خون کرد و بگداز افگنم

💡 با همه افسردگی بیدل چو آواز جرس گر روم از خود دلیل‌ کاروان خواهم شدن

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
گیتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز