فرمایش

لغت نامه دهخدا

فرمایش. [ ف َ ی ِ ] ( اِمص ) امر و حکم. ( آنندراج ). امر. حکم. دستور. ( یادداشت به خط مؤلف ). فرمودن. حکم و امرو فرمان و دستور. ( ناظم الاطباء ). || در تداول بازار، سفارش که برای تهیه جنسی دهند. ( از یادداشت به خط مؤلف ). توصیه و سپارش. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(فَ یِ ) (اِمص. ) ۱ - فرمودن. ۲ - امر، حکم، دستور.

فرهنگ عمید

۱. امر، حکم، دستور.
۲. [مجاز] سخن شخص بزرگ.

فرهنگ فارسی

امر، حکم، دستور، س ن شخص بزرگ
( اسم ) ۱ - فرمودن ۲ - امر حکم دستور ۳ - سفارش بکار خانه ای یا مغازه ای برای تهیه و ساختن چیزی. جمع: فرمایشات یا به فرمایش. به فرموده بفرمان بدستور حسب الامر.

ویکی واژه

فرمودن.
امر، حکم، دستور.

جمله سازی با فرمایش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفته فرمایش زد گر بدت گوید؟ رقیب نیک می فرمایی اما کشتی را لت چه سود

💡 گفتی که بکش دامان از خاک در جانان سر پیچم از این فرمان، فرمایش دیگر کن

💡 به کار سخت می چسبد دل و دستش به آسانی بود چون کوهکن هرکس که شیرین کارفرمایش

💡 گفتم ای شوخ آنچه فرمایش کنی باشد درست لیکن از حق مگذر انصاف ومروت کن شعار

💡 حکم حکمِ تو و فرمایش فرمایشِ توست تو خداوندی در خانه و من فرمان بَر

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز