فجایع
مترادفها
فاجعهها، مصیبتها، بلایا
متضادها
شادیها، خوشیها، نعمتها
لغت نامه دهخدا
فجایع. [ ف َی ِ ] ( ع اِ ) فجائع. ج ِ فجیعة. رجوع به فجیعت شود.
فرهنگ معین
(فَ یِ ) [ ع. فجائع ] (اِ. ) جِ فجیعه.
فرهنگ عمید
= فجیعت
فرهنگ فارسی
جمع فجیمه
( اسم ) جمع فجیعه
ویکی واژه
فجائع
جِ فجیعه.
جمله سازی با فجایع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اجرای قرارداد ممکن است بر اثر فجایع طبیعی یا جنگ متوقف شود.
💡 «ظلم و فجایع دولت روسیه علمای مسلمان را در مشاهد متبرکه سخت مضطرب و نگران ساخته بود.»
💡 تاریخ بشریت شاهد فجایع انسانی بسیار بزرگی بوده است که از وقوع آنها درسهای بسیار مهمی برای نسلهای آینده وجود دارد.
💡 گزارشهای خبری نشان میدهند که فجایع ناشی از زلزلههای بزرگ، میتوانند خسارات بسیار جبرانناپذیری به زیرساختهای یک کشور وارد کنند.
💡 بسیاری از مردم برای فراموش کردن فجایع و اتفاقات بسیار تلخی که در طول سالهای جنگ تجربه کردهاند، به دنبال آرامش هستند.