لغت نامه دهخدا
غلیز. [ غ َ / غ ِ ] ( اِ ) لعاب. لعاب دهان بچه. گلیز. ( برهان قاطع ). رجوع به غلیزبند، گلیز و گلیزبند شود.
غلیز. [ غ َ / غ ِ ] ( اِ ) لعاب. لعاب دهان بچه. گلیز. ( برهان قاطع ). رجوع به غلیزبند، گلیز و گلیزبند شود.
(غَ یا غِ ) (اِ. ) گلیز، آب دهان بچه.
آب لزجی که از دهان انسان یا حیوان خارج می شود، غلیزآب، غلیزآبه.
( اسم ) ۱ - لعاب دهان بچه ۲ - لعاب.
گلیز، آب دهان بچه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردم بربر این منطقه با امپراتوری روم درگیری زیادی داشتند و در سال ۶۸۱ منطقه از سوی مسلمانان عرب گشوده شد. مردم غلیزان توسط موسی بن نصیر در سالهای ۷۱۹م-۷۲۰م مسلمان گشتند.
💡 بعدها مردمان غلیزان به رهبری صالح سیدی محمد بن عوده در بسیاری از جنگها بر ضد اسپانیا شرکت کردند.
💡 نام پیشین غلیزان، مینا بود و بیشتر ساکنان آن از قوم بربر بودند. در غارهای دوره نوسنگی منطقه نگارههایی کندهکاریشده زیادی یافت میشود از جمله در کوه بومنجل، وادی تامده در مازونه و غار رتایمیه در وادی ارهیو.
💡 غلیزان بر روی جاده اصلی میان الجزیره و وهران قرار گرفته.