واژه «غاوی» در زبان عربی صفتی است که از ریشه «غَیّ» گرفته شده و در اصل به معنای گمراه و خارجشده از راه درست به کار میرود. این واژه برای توصیف فردی استفاده میشود که از مسیر حق و هدایت دور شده و دچار انحراف فکری یا رفتاری گردیده است. در متون لغوی، «غاوی» در برابر «راشد» یا هدایتیافته قرار میگیرد و نشاندهنده کسی است که راه صحیح را تشخیص نداده یا آن را ترک کرده است. همچنین در برخی منابع، این واژه به معنای نومید و سرگشته نیز آمده است که بیانگر حالت روانی فرد گمراه است. جمع این واژه در عربی «غاوون» یا «غواة» است که برای گروهی از افراد گمراه به کار میرود. در کاربردهای قرآنی و ادبی، «غاوی» گاهی به کسانی اطلاق میشود که پیرو وسوسهها یا شیطان هستند و از حقیقت فاصله گرفتهاند. برخی متون لغوی نیز معانی دیگری مانند دیو یا موجود فریبنده را برای آن ذکر کردهاند که بیشتر جنبه تفسیری دارد. این واژه همچنین میتواند به صورت مجازی برای اشاره به افراد فریبخورده یا دچار خطا در تصمیمگیری استفاده شود. از نظر معنایی، این واژه هم بار اخلاقی دارد و هم بار اعتقادی، زیرا به انحراف از حقیقت اشاره میکند. در مجموع، «غاوی» به معنای گمراه، منحرف از راه راست و دورشده از هدایت است.
غاوی
لغت نامه دهخدا
غاوی. ( ع ص ) نعت فاعلی از غوایت. گمراه. بی راه. ضال. ج، غواة، غاوون، غاوین. || نومید. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) دیو. و منه: یتبعهم الغاوون؛ ای الشیاطین او من ضل من الناس او الذین یحبون الشاعر اذا هجا قوماً او محبوه لمدحه ایاهم بما لیس فیهم. || ملخ. || رأس غاو؛ سر کوچک. ( منتهی الارب ).
فرهنگ معین
[ ع. ] (اِفا. ) گمراه. ج. غاوون، غوات.
فرهنگ عمید
گمراه و نومید.
ویکی واژه
گمراه.
غاوون؛ غوات.
جمله سازی با غاوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی را شد یکی غاوی میان ما و از مرغان یکی قوت از شکر دارد یکی خور ز استخوان دارد
💡 اینست لاف و گزاف آن غاوی لیک او را چو نیک واکاوی