عشق باختن

لغت نامه دهخدا

عشق باختن. [ ع ِ ت َ ] ( مص مرکب ) اظهار عشق ودوستی شدید کردن. عشقبازی کردن. عشق ورزیدن. ( فرهنگ فارسی معین ). تغازل با یکدیگر. مغازله:
سعدی همه روزه عشق میباز
تا در دو جهان شوی به یک رنگ.سعدی.کسی بعیب من از خویشتن نپردازد
که هرکه مینگرم با تو عشق میبازد.سعدی.عشقبازی چیست سر در پای جانان باختن
با سر اندر کوی دلبر عشق نتوان باختن.سعدی.نیست آسان عشق با خوبان نوخط باختن
تخته مشق عتاب و ناز می باید شدن.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~. تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) عشق ورزیدن، دوستی کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) اظهار عشق و دوستی شدید کردن عشق بازی کردن عشق ورزیدن.

ویکی واژه

عشق ورزیدن، دوستی کردن.

جمله سازی با عشق باختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز عشق باختن ار توبه کرده بودم شکر که بر محبّتِ رویِ تو توبه بشکستم

💡 چو باد بر رخ تو عشق باختن گیرد شود چو سلسله زلف آن مه اصنام

💡 بر دل ثنای خویش کند عشق باختن بر شب بنور خویش کشد لشکر آفتاب

💡 در مهرهٔ عشق باختن با دگران چون شیر و شکر گداختن با دگران

💡 بعشق باختن ای دوست با تو گستاخم بدان صفت که زمن رشک می برد دگری