طیفی

لغت نامه دهخدا

طیفی. [ فا ] ( معرب، اِ ) دادی. انثیلی. صاحب اختیارات بدیعی و ابن البیطار این لفظرا با قاف و یاء ضبط کرده اند، و ظاهراً اگر هم کتابت آن با یاء درست باشد یاء آن در تلفظ به الف تبدیل میشود زیرا در فرانسه نیز این نام را طیفا تلفظ کنند. گفته اند حب بَلسان است و گفته اند نباتیست برگ آن شبیه ببرگ سعد و ساق آن املس و گل آن سفید پیچیده مانند موی و منبت آن نیزارهاو آبهای ایستاده است. ( فهرست مخزن الادویه ). طیقی.

فرهنگ فارسی

لوئی پهن برگ
دادی انثیلی

جمله سازی با طیفی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرشته نهادی، پری پیکری لطیفی، ظریفی، هنر پروری

💡 ازین سپس به بهشتت همی کنم تعبیر که هم بطبع لطیفی و هم به قلب وسیع

💡 همچون جگر لطیفی و همچون روان عزیز و ز دیده بی توام شده خون از جگر روان

💡 گر برانی به گناهان قبیح از در خویشم هم به درگاه تو آیم که لطیفی و خبیری

💡 از لطیفی که تویی ای بت و از شیرینی ملک مشرق بیمست که رای تو کند

رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز