فرهنگ معین
(ضَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] ۱ - (مص م. ) دریدن، شکافتن. ۲ - انجام دادن عمل ضرب.
(ضَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] ۱ - (مص م. ) دریدن، شکافتن. ۲ - انجام دادن عمل ضرب.
( مصدر ) ۱ - دریدن شکافتن. ۲ - زدن.
moltiplicare
دریدن، شکافتن.
انجام دادن عمل ضرب.
💡 این روش ضرب کردن همان روشی است که در مدارس به دانشآموزان تدریس میشود. این روش برای ضرب اعداد بزرگ در هم کارآمد است.
💡 شیوهای برای ضرب کردن است که از یک جدول مشبکی استفاده میکند. این شیوه در زمان قرون وسطی بهوجود آمده و در سرزمینهای مختلفی از آن استفاده میشد. امروزه نیز این روش در برنامهٔ درسی بعضی کشورها تدریس میشود.
💡 هرکه بی معشوق میگیرد قرار کی توان بر ضرب کردن اختصار