صائد

لغت نامه دهخدا

صائد.[ ءِ ] ( ع ص ) شکاری. || ( اِخ ) ابن صائد شخصی است که بر وی گمان دجال داشتند. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) شکار کننده شکاری.

ویکی واژه

صید کننده، شکارچی.

جمله سازی با صائد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و چندان قصائد غرر و نفائس درر که از طبع وقاد او زاده البته هیچ مسموع نیفتاد.

💡 بد نثری و رسائل من دیده چند وقت کژ نظمی و قصائد من خوانده چندگاه

💡 عمرو بن عبدالله بن کعبه صائدی، معروف به ابو ثمامه صائدی، از تابعین و از یاران علی بن ابیطالب و حسین بن علی بود، که در کربلا در واقعه عاشورای ۶۱ به همراه یاران حسین بن علی کشته شد.

💡 غزل از روی هوس بود و قصائد ز طمع نه طمع ماند کنون در دل تنگم نه هوس

💡 قول النبی (ص): و هل یکب الناس علی مناخرهم فی النار الا حصائد السنتهم، و مثله: قلعته فاقلع.

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز