شکهان

لغت نامه دهخدا

شکهان. [ ش ِ ک ُ ] ( نف ) ترسان. ( از فرهنگ فارسی معین ). هراسان. ترسنده. بیمناک. ( یادداشت مؤلف ):
سخن دراز شد این جایگه فروهشتم
گران شد و شکهانم من از گرانی بار.ابوالهیثم احمدبن حسن جرجانی.|| نگران. مضطرب. پریشان. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(ش کُ ) (ص فا. )۱ - ترسان. ۲ - نگران.

ویکی واژه

ترسان.
نگران.

جمله سازی با شکهان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سخن دراز شد، این جایگه فروهشتم گران شد و شکهانم من از گرانی بار

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
کاندل یعنی چه؟
کاندل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز