شهرگردی

مترادف‌ها

گشت‌وگذار، گردش، تفریح

فرهنگستان زبان و ادب

{urban tourism} [گردشگری و جهانگردی] سفر یا بازدیدهایی که تأکید بر دیدار از مقصدهای شهری دارد

ویکی واژه

سفر یا بازدیدهایی که تأکید بر دیدار از مقصدهای شهری دارد.

جمله سازی با شهرگردی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شهرگردی خودنمایی رهزنی مفلسی بی پا و سر سرگشته‌ای

💡 در روزهای تعطیل، بسیاری از خانواده‌ها برای تفریح و تغییر جو، به شهرگردی در پارک‌ها و مراکز خرید بزرگ شهر روی می‌آورند.

💡 سفر به شهرهای تاریخی فرصت بسیار خوبی برای شهرگردی و آشنایی با معماری اصیل و فرهنگ‌های مختلف مردم آن مناطق فراهم می‌کند.

💡 او علاقه زیادی به شهرگردی در کوچه‌پس‌کوچه‌های قدیمی دارد تا بتواند با تاریخچه و داستان‌های پنهان در پس دیوارها آشنا شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران