لغت نامه دهخدا
شن زار. [ ش ِ ] ( اِ مرکب ) رَمله. جداله. زمین پر از شن. ریگزار.
- شن زار خان باکی قوم؛ جائی در ساحل شرقی بحر خزر.
- شن زار قزل قوم؛ در مغرب بلخان کوچک ازنواحی شرقی بحر خزر.
شن زار. [ ش ِ ] ( اِ مرکب ) رَمله. جداله. زمین پر از شن. ریگزار.
- شن زار خان باکی قوم؛ جائی در ساحل شرقی بحر خزر.
- شن زار قزل قوم؛ در مغرب بلخان کوچک ازنواحی شرقی بحر خزر.
(ش ) (اِمر. ) بیابان پر شن.
زمینی که در آن شن بسیار باشد، ریگ زار.
ریگزار، زمینی که در آن شن بسیارباشد
( اسم ) بیابان پر شن.
شن+زار
بیابان پر شن
💡 او یک فرزند نامشروع از سرزمین دورن است، اما نامشروع بودنش سبب نشده تا برایش تبعیضی قائل شده و اجازهٔ پیشرفت به او ندهند، چرا که مطابق آئین و سُنن سرزمین دورن، فرزندان مشروع و نامشروع تفاوتی با هم ندارند؛ برخلاف سرزمین وستروس که بین این دو فرق قائل میشوند. او معشوقهٔ اوبرین مارتل است، اما حتی در سرزمین دورن نیز، یک «شاهزاده» اجازه ندارد با یک حرامزاده وصلت کند. او مادرِ کوچکترین دختر از ۸ دخترِ نامشروع اوبرین مارتل است که به «سَـند اِسنیکز» (مارهای شنزار) معروفند. همچون اوبرین، اِلاریا نیز دوجنسگرا است.