در معنای اصلی و رایج، شنگله به «خوشه» گفته میشود و شامل خوشههای خرما، انگور، گندم یا جو است که به صورت جمع شده و یک خوشه بزرگ شکل میدهند. این واژه همچنین به «ریشه یا رشتهای از ابریشم یا پارچه» گفته میشود که برای تزیین دستار، روپاک یا لباس استفاده میگردد. در منابع کهن، شنگله گاهی به جامه کثیف زنان یا مکانهای ناپاک و حتی اصطبل و آخور هم اطلاق شده است، هرچند این معانی کمتر رایج هستند. در زیستشناسی و علوم گیاهی، شنگله به گلآذینی با گلهای کوتاه و فشرده میان گرهها گفته میشود که شکل خوشهای دارد. بنابراین، «شنگله» هم به خوشههای گیاهی و هم به ریشههای تزیینی لباس اشاره دارد و واژهای چندوجهی با کاربردهای طبیعی و فرهنگی است.
شنگله
لغت نامه دهخدا
شنگله. [ ش َ گ َ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) مطلق خوشه را گویند اعم از خوشه خرما و انگور و گندم و جو. ( برهان ) ( از فرهنگ نظام ) ( جهانگیری ). زنگله. چلازه. خوشه های خرد انگور و خرما که از مجموع آنهاخوشه بزرگ شکل گیرد. ( یادداشت مؤلف ):
درخت خرما صد خار زشت دارد و خشک
اگر دو شنگله خرمای خوب و تر دارد.ناصرخسرو ( از حاشیه برهان چ معین ).رجوع به شنلک شود. || ریشه ای باشد از ابریشم و غیره که بر سر دستار و روپاک و امثال آن دوزند. ( برهان ) ( از جهانگیری ) ( فرهنگ نظام ). || جامه ملوث زنان. ( برهان ). و رجوع به شنگه شود. || جای ناپاک. ( برهان ). || اصطبل. آخور. ( از برهان ).
فرهنگ معین
(شَ گُ لَ یا لِ ) (اِ. ) ۱ - خوشه. ۲ - ریشة دستار یا جامه.
فرهنگ عمید
۱. ریشۀ پرده و دستار و جامه.
۲. خوشه.
۳. خوشۀ جو یا گندم.
۴. خوشۀ انگور.
۵. خوشۀ خرما: درخت خرما صد خار زشت دارد و خشک / اگر دو شنگله خرمای خوب و تر دارد (ناصرخسرو: ۲۷۹ ).
فرهنگستان زبان و ادب
{glomerule} [زیست شناسی- علوم گیاهی] گل آذینی با گل های بی پایک یا کوته پایک (subsessile ) که میان گره های بین گل های متراکم آن بسیار کوتاه است
ویکی واژه
خوشه.
ریشة دستار یا جامه.
جمله سازی با شنگله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درخت خرما صدخار زشت دارد و خشک اگر دو شنگله خرمای خوب و تر دارد