سلاف. [ س ُ ] ( ع اِ ) می. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شراب.( غیاث ). می. باده. ( فرهنگ فارسی معین ):
عیش اسلاف در سلاف مدان
گل سیراب در سراب مکاب.خاقانی. || آنچه چکد از انگور قبل از فشردن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( غیاث ):
قم بکرة و خذها باکورة الحیات
فالدیک قد ینادی لنا اسلاف هات.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 698 ).- سلاف العسکر؛ مقدمه لشکر. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
سلاف. [ س ُل ْ لا ] ( ع اِ ) ج ِ سالف. ( ناظم الاطباء ).
(سُ لّ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - می، باده. ۲ - آن چه چکد از انگور پیش از فشاردن.
آنچه از آب انگور تخمیر شده و در صافی ریخته قبل از فشردن بچکد و فرو بریزد و آن بهترین نوع شراب است، می.
( اسم ) ۱ - می باده. ۲ - آنچه چکد از انگور پیش از فشاردن.
جمع سالف
می، باده.
آن چه چکد از انگور پیش از فشاردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اصطلاح ارتباطات گفتگوگشا را نخستین بار انسانشناسی به نام برانیسلاف مالینوفسکی در مقاله خود «مسئله معنا در زبانهای بدوی» نوآوری کرد که در سال ۱۹۲۳ به عنوان فصلی از یک کتاب منتشر شد.
💡 «قالَ لَقَدْ کُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمْ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ» هذا کون الحال. ای انتم و اسلافکم فی خسار بیّن بعبادتکم ایّاها.
💡 و هر که زبان خویش بگذارد و اسلاف را در لغت و حرفت و غیر آن خلاف روا بیند کار او را استقامتی صورت نبندد.
💡 به عز جاه تو نازان در آن جهان اسلاف به روی ورای تو شادان در این جهان اعقاب
💡 از باشگاههایی که در آن بازی کردهاست میتوان به باشگاه فوتبال ملادا بولسلاف اشاره کرد.
💡 ادوارد استانیسلافوویچ رادزینسکی (به روسی: Эдвард Станиславович Радзинский) (زاده ۲۳ سپتامبر ۱۹۳۶ در مسکو) نمایشنامه نویس، فیلمنامهنویس و پژوهش گر روسی و نویسنده بیش از چهل کتاب تاریخی شاخص است.