واژه سعادتمند از دو قسمت سعادت و مند تشکیل شده است و به معنای فردی است که از خوشبختی و سعادت برخوردار است. فیلسوفان هنگامی که به موضوع خوشبختی یا سعادت میپردازند، به تحلیل ماهیت، مفهوم و معیارهای آن میپردازند و سعی میکنند به این سوال اساسی پاسخ دهند که چه چیزی واقعاً انسان را خوشبخت میسازد. این سوال به طور کلی در حوزه فلسفۀ اخلاق و انسانشناسی قرار دارد و از زمانهای قدیم تا به امروز، فیلسوفان بزرگی همچون افلاطون، ارسطو و اپیکور به آن توجه کردهاند. بر اساس نظریه لذتگرایی، خوشبختی به سادگی به عنوان تجربه لذت تعریف میشود. در این دیدگاه، فردی که در زندگیاش لذت بیشتری نسبت به ناراحتی و درد دارد، خوشبخت به شمار میآید. بنابراین، خوشبخت بودن به معنای داشتن احساس خوب است و به عبارتی، هیچ تفاوتی میان خوشبخت بودن و احساس خوشبختی وجود ندارد. فلاسفه معروفی همچون اپیکور فیلسوف یونانی باستان، جرمی بنتام و جان استوارت میل فلاسفه مدرن انگلیسی لذتهای فکری مانند مطالعه کتاب را به همراه لذتهای جسمی مانند روابط جنسی در تعریف خوشبختی لحاظ کردهاند. با این حال، با وجود اینکه بسیاری از ما خوشبختی را با احساس خوب مرتبط میدانیم، تعدادی از فلاسفه بر این باورند که نظریه لذتگرایی نادرست است.
سعادتمند
لغت نامه دهخدا
نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند
جوانان سعادتمند پند پیر دانا را.حافظ.وبس متکلم و از اهل جدل و مباحثه بوده و نیک بخت و سعادتمند. ( تاریخ قم ص 233 ). فرزند سعادتمندش از منزل نرمکین کوچ فرمود. ( حبیب السیر ).
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
( صفت ) نیکبخت خوشبخت بختیار.
جملاتی از کلمه سعادتمند
گوی دولت آن سعادتمند برد کو، به پای دلبر خود، جان سپرد
باز فردا شه سعادتمند سایهٔ لطف بر گدا افکند
خویشتن را بدو کند مانند تا شود همچو او سعادتمند