سخت

سخت به موضوعاتی اشاره دارد که در زندگی روزمره با آن‌ها مواجه می‌شویم و به نوعی چالش‌های پیش‌رو را توصیف می‌کند. در واقع، دشوار بودن برخی از وظایف، مسئولیت‌ها و حتی روابط انسانی، یکی از واقعیت‌های اجتناب‌ناپذیر زندگی است. انسان‌ها به طور طبیعی با مشکلات و مسائل مختلفی روبه‌رو می‌شوند که ممکن است باعث ایجاد احساس ناکامی یا ناامیدی در آن‌ها شود. این چالش‌ها می‌توانند در زمینه‌های گوناگونی از جمله تحصیل، کار، روابط اجتماعی و حتی سلامتی به وجود آیند. به عنوان مثال، ممکن است فردی در محیط کار با فشارهای زیادی مواجه شود که باعث می‌شود احساس کند نمی‌تواند به خوبی از عهده وظایف خود برآید. یا شاید دانش‌آموزی با دروس و امتحانات سخت روبرو باشد که استرس و فشار ذهنی زیادی را به او وارد می‌کند. در چنین شرایطی، اهمیت حمایت اجتماعی و یافتن راهکارهای مناسب برای مدیریت این چالش‌ها نمایان می‌شود. در واقع، شناخت و پذیرش آن ها، به ما این امکان را می‌دهد که به دنبال راه‌حل‌هایی برای غلبه بر آن‌ها باشیم و در نهایت به رشد و پیشرفت خود ادامه دهیم. در نتیجه، نه تنها آزمون‌هایی برای ما به شمار می‌روند، بلکه می‌توانند به عنوان فرصتی برای یادگیری و بهبود فردی نیز تلقی شوند. علوم یا دانش سخت  به حوزه‌های خاصی از علوم طبیعی اشاره دارد که شامل فیزیک، شیمی، زمین‌شناسی و بخش‌های مختلف زیست‌شناسی می‌شود. مهارت‌های سخت به عنوان بخشی از مجموعه مهارت‌های ضروری برای انجام یک شغل شناخته می‌شوند. این مهارت‌ها شامل تخصص‌هایی هستند که برای انجام موفقیت‌آمیز وظایف شغلی توسط فرد لازم است. این مهارت‌ها به طور خاص به هر شغل مربوط می‌شوند و معمولاً در آگهی‌های استخدام و توصیف شغل‌ها ذکر می‌گردند. این مهارت‌ها از طریق برنامه‌های آموزشی و آموزش‌های رسمی، از جمله دانشگاه‌ها، دوره‌های کارآموزی، کلاس‌های آموزشی کوتاه‌مدت، دوره‌های آنلاین و برنامه‌های صدور گواهینامه، همچنین آموزش‌های در محل کار به دست می‌آیند.

لغت نامه دهخدا

سخت. [ س َ ] ( ص ) هندی باستان ریشه «سک، سکنوتی » ( توانستن، قدرت داشتن )، سانسکریت «سکتا» ( توانا )، پهلوی «سخت »، بلوچی «سک » ( سخت، محکم، استوار )، یودغا «سوکت » گیلکی نیز «سخت ». ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). || ( ق ) فراوان و بسیار و غایت و نهایت. ( برهان ). بسیار.

فرهنگ معین

(سَ ) (ص. ) ۱ - محکم، استوار. ۲ - دشوار. ۳ - درشت. ۴ - خسیس. ۵ - سنگدل. ۶ - (ق. ) فراوان. ۷ - به طور جدی. ۸ - علاج - ناپذیر، صعب العلاج. ۸ - غیرمؤدبانه،توهین - آمیز.

فرهنگ عمید

۱. [مقابلِ آسان] دشوار، مشکل.
۲. [مقابلِ نرم و سست] سفت.
۳. محکم و استوار.
۴. [قدیمی، مجاز] بخیل، خسیس.
۵. (قید ) بسیار: بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است / بیار باده که بنیاد عمر بر باد است (حافظ: ۹۰ ).
* سخت گرفتن: (مصدر لازم ) کار را بر کسی دشوار ساختن و او را در فشار قرار دادن.

فرهنگ فارسی

دشوار، سخت، مشکل، محکم واستوار، بخیل، ضدنرم
( صفت ) ۱ - محکم استوار سفت مقابل سست نرم. ۲ - دشوار مشکل مقابل آسان سهل. ۳ - صلب درشت. ۴ - بخیل خسیس لئیم. ۵ - سنگدل بیرحم. ۶ - فراوان بسیار.
سنجیدگی یا ترازو آنچه از شکم جانوران و ذوات خفاف و ذوات حوافر بر آید قبل از آنکه چیزی خورند.

جملاتی از کلمه سخت

سختی روز هجر را سهل کنم بر اوحدی گر شب وصل بوسه‌ای از لب یار بشکنم
کشیدی سپه را به مازندران نگر تا چه سختی رسید اندران
که ما را همانا بشد بخت کور شده آب در پنجه سخت شور
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم