دم بخت

فرهنگ معین

(دَ مِ بَ ) (ص مر. ) دختری که زمان شوهر کردنش فرا رسیده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) دختری که هنگام شوهر کردنش رسیده.

ویکی واژه

دختری که زمان شوهر کردنش فرا رسیده.

جمله سازی با دم بخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نادم نبود خادم بخت تو به گیتی ایمن نشود طاعت تخت تو ز طاعون

💡 ناگهان در سوی بغداد آمدم چون رسیدم بخت دلشاد آمدم

💡 در بزمگه یوسف اگر ره دهدم بخت درآرزوی گوشهٔ زندان تو باشم

💡 گر تو بری ز من بستانی به زور حسن ور من برم نمی شودم بخت یاورا

💡 همه بگذار بدانگه ‌که سوی فارس شدم بختیاری به سرم ریخت فزون از پنجاه

💡 من که هر خط نوشتم و خواندم بخت با خواندن و نوشتن نیست

مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز