آستان بوس
مترادفها
بوسیدن آستان، بوسیدن پای
متضادها
بیاحترامی
فرهنگ فارسی
( آستان بوس ) ( اسم ) آنکه آستان پادشاه یا بزرگی را بوسد عتبه بوس. ۲ - آستان بوسی: آستان بوس تو در خواب تمنا کردند ( خسرو دهلوی ).
ویکی واژه
آستانبوس
(قدیم): ویژگی آنکه آستان شخص بزرگی را به نشانه احترام و تواضع میبوسد. آستان بوسی. بر درگاه تو فلک آستانبوس است. «راوندی»
جمله سازی با آستان بوس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زان مکان یرلیغ دشمن در خراسانم فکند آستان بوسیدم آنجا کآسمان را فر نبود
💡 نظام الملک چون از بخت ناساز نمی شد ز آستان بوسی سرافراز
💡 من آن روز آستان بوسیدم و بار سفر بستم که سر در خانهٔ جان کرد عشق خانهپردازت
💡 فلک سیر ملک سیرت که بر درگاه او زیبد ملک را آستان بوسی فلک را بنده فرمانی
💡 آستان بوسه ده و باش که آسان نتوان زد بوسه بر دست نگارین نگاری که تو دانی
💡 زلیخا دامن اندر چید و برگشت به خدمت آستان بوسید و برگشت
💡 در داستانهای کلاسیک فارسی، قهرمانان داستان اغلب برای ابراز نهایت احترام و فروتنی، به آستان بوس کردن پادشاه یا بزرگان قوم خود روی میآوردند.
💡 این حرکت نمادین که شامل آستان بوس کردن بود، نشاندهنده رعایت آداب سختگیرانه و سلسلهمراتب اجتماعی در دورانهای بسیار دور و باستانی بود.
💡 با گذشت زمان و تغییر سبک زندگی، رسم آستان بوس کردن به تدریج از میان آداب و رسوم مردم رخت بربست و جای خود را به احترامهای مدرن داد.