کلمه آباء در زبان فارسی دو معنای اصلی دارد:
جمع اَب: آباء جمع کلمه اَب است و به پدران، اجداد و نیاکان اشاره دارد. این واژه در زبان فارسی به طور خاص به نسلهای گذشته و افرادی که در خانواده از نظر خونی با یکدیگر مرتبط هستند، اشاره میکند.
کشیشان: در معنای دیگر، آباء به کشیشان یا روحانیون نیز اشاره دارد. این کاربرد در متون مذهبی و دینی به کار میرود و به اشخاصی اشاره دارد که در جامعههای مذهبی نقش رهبری دارند و مسئولیتهای دینی را بر عهده میگیرند.
( آباء ) آباء. ( ع اِ ) ج ِ اَب. پدران.
- آباء علوی؛ افلاک و ستارگان. سبعه سیاره.
- آباء عنصری؛ آخشیجان. چارآخشیج. عناصر اربعه. بسائط. چهاراَرکان. امهات. اسطقسات. ارکان اربعه. کیان:
مر جاه تو و قدر ترا از سر معنی
آباء و سطقسات غلامند و پرستار.سنائی.- آباء یسوعیین؛ کشیشان پیرو طریقت ایگناس.
اباء. [ اِ ] ( ع مص ) اِبا. سر باززدن از. سر باززدن اندر کاری. ( تاج المصادر بیهقی ). فروگذاشتن طاعت. ( مصادر زوزنی ).سر پیچیدن از. سرکشی از. سرپیچی از. سر کشیدن از. بازایستادن از چیزی. سر زدن از. تن زدن از. تن درندادن به. نافرمانی. سرکشی. سرپیچی. امتناع:
اگر نباشد فرمان جزم تو مقبول
ابا کند ز پذیرفتن عرض جوهر.مسعودسعد.ز حکم تو آن کس که آرد ابا
جوین نانْش بادا همان بی ابا.ابراهیم فاروقی. || ناخوش داشتن. مکروه داشتن. || نخوت:
در مطبخ تو چوب خورد تا ابا پزد
آتش که در تکبر سرمایه اباست.کمال اسماعیل.|| وابریدن آب و جز آن. فعل آن ابا کردن و ابا داشتن است.
اباء. [ اُ ] ( ع اِمص ) کراهت. ناخوش داشتن.
اباء. [ اَ ] ( ع اِ ) نی. || نام گیاهی نرم که اکثر از دیار مصر خیزد و از آن کاغذ کنند و بیخ آن چون نیشکر خورند. پیزر. بردی. حفاء. تک. لوخ. و کاغذ معروف به قرطاس مصری یا طومار مصری از این گیاه باشد. || انبوهی ازدرختان حلفاء و آن گیاهی است که از آن جوال و بوریاسازند. ( منتهی الارب ). || انبوه درختان.
( آباء ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ اَب.۱ - پدران، اجداد. ۲ - کشیشان.
[ویکی الکتاب] آباء. ریشه کلمه:
ابو (۱۱۷ بار)
امتناع. خودداری. راغب آنرا امتناع شدید گفته و در قاموس بمعنی کراهت مطلق است میشود گفت که سخن راغب قریب به تحقیق است زیرا لازم است با امتناع فرق مختصری داشته باشد. نا گفته نماند علت اِباء و امتناع گاهی خود پسندی و تکبر است نظیر علت امتناع گاهی خود پسندی و استکبار بود. گاهی سبب آن عدم قدرت است چنانکه از کریمه استفاده میشود و ممکن است علت آن بی اعتنایی باشد که نوعی از خود پسندی است چنان که در آیه بنظر میرسد از صدر آیه که درباره معاد است روشن میشود که انکار و امتناع مردم در اثر بی اعتنائی است.
[ویکی فقه] إباء:به معنای امتناع و خوددارى است، این واژه قرآنی است و مشتقات آن در قرآن استعمال شده است.
راغب آنرا امتناع شدید گفته
مفردات، راغب اصفهانی، ص۵۸
ناگفته نماند علت إِبَاءِ و امتناع گاهى خودپسندى و تکبر است نظیر «إِلَّا إِبْلِیسَ أَبى وَ اسْتَکْبَرَ»"
بقره/سوره ۲، آیه ۳۴
۱. ↑ مفردات، راغب اصفهانی، ص۵۸
...
(جمعِ): اَب، پدران، اجداد. کشیشان.
💡 رای گفت: شنودم داستان آنکه از پیشه آباء و اجداد خویش اعراض نماید و نخوتی در دماغ کند که اسباب آن مهیا نباشد تا از ادراک مطلوب محجوب گردد و رجوع بسمت اصل بیش ممکن نگردد. اکنون بازگوید که از خصلتهای پادشاهان کدام ستوده تر است و بمصلحت ملک و ثبات دولت و تالف اهوا و استمالت دلها نزدیک تر.
💡 دوزخ مسیحی در قرن دوم و بر اثر سختیهای متحملهٔ نوکیشان از سوی قدرتمندان، شکل گرفت و ترکیبی بود از دوزخ اساطیری یونان و روم و دوزخ یهودی. این تصویر ابتدا مبهم و پریشان بود، و بعدها توسّط آباء کلیسا و مدرسیان، منظم و منسجم شد.
💡 فخر کردی که نسب داری از آباء کرام همه مشهور به جود و کرم و آزادی
💡 قصی در درایت و دقت نظر، راست گویی، سخاوت و عفت برتر از مردم زمان خویش بود و به اعتقاد شیعه دوازده امامی همچون دیگر آباء و اجداد پیامبر اکرم، مؤمن بود. قصی به پروردگار یکتا ایمان داشت و از عبادت لات و عُزّی و دیگر بتها خودداری میکرد و مردم عرب را از پرستش غیرخدا بازمیداشت.
💡 لاجرم بیرغیت آن مهتران برتافتی فکر ابناء گرام از ذکر آباء مهین
💡 اورینس را یکی از چهار آباء اولیه کلیسای کاتولیک میدانند که عقایدش شباهت بسیار با عقاید فلوطین دارد، چرا که هر دو از یک سرچشمه (آمونیاس ساکاس) الهام میگیرند. از جهت دیگر «آگوستین»، که در کنار «سنت توماس» از مشهورترین متفکران کلیسای کاتولیک میباشند، به شدت وامدار فلسفهٔ فلوطین است. آگوستین با تأثیر از سه اقنوم «واحد، هستی و روح» فلوطین، به توجیه تثلیث مورد اعتقاد مسیحیان دست زد. «واحد» برای آگوستین خدا شد، «هستی» عیسی و «روح» روح القدس.