لغت نامه دهخدا
اخمو. [ اَ ] ( ص نسبی ) در تداول عامه، آنکه هماره ابرو درهم کشیده دارد. که بسیار اخم کند. بداخم. عبوس. کاسف الوجه.
اخمو. [ اَ ] ( ص نسبی ) در تداول عامه، آنکه هماره ابرو درهم کشیده دارد. که بسیار اخم کند. بداخم. عبوس. کاسف الوجه.
( اَ ) (ص. ) (عا. ) ترشرو، بداخلاق.
ویژگی کسی که همیشه اخم می کند، ترش رو، عبوس.
اخم رو، بداخم، ترشرو، عبوس، کسی که اخم بکند
( صفت ) ترشرو همیشه اوقات تلخ.
(عا.)
antipatico
ترشرو، بداخلا
💡 می کند دست نوازش هم دل ما راخموش خشت اگر مانع تواند شد خم می را ز جوش
💡 این شهر محل وقوع نبرد باخموت که بهعنوان بخشی از جنگ روسیه و اوکراین شناخته میشود و همچنان نیز در جریان است.
💡 پنج شهر (باخموت، چاسیو یار، سیورسک، سولدار و سویتلودارسک) و هشت منطقهٔ مسکونی از نوع شهری در این رایون قرار دارند.
💡 در سینه مستان نمی باشد نصیحت را اثر سرمه نتوانست کردن چشم گویا راخموش
💡 ۲۰ مه ۲۰۲۳ و در پی حمله روسیه به اوکراین، گروه شبه نظامی واگنر مدعی تصرف کامل این شهر شد. اما دقایقی بعد معاون وزارت دفاع اوکراین ادعای سقوط باخموت را رد کرد هر چند پذیرفت که اوضاع در این شهر «بحرانی» است. روسیه در ۲۴ مه ۲۰۲۳ اعلام کرد که نام این شهر را به نام آرتمیفسک که سابقاً روی آن بود تغییر داده است.
💡 آماسیس دوم یا آمازیس دوم یا اخموس دوم (یونانی باستان: Ἄμασις) فرعون مصر از دودمان بیست و ششم مصر (بین سالهای ۵۷۰ تا ۵۲۶ پیش از میلاد)، جانشین آپریس در سائیس بود. او آخرین شاه قدرتمند مصر قبل از تسخیر مصر توسط کمبوجیه محسوب میشود. بیشتر اطلاعات امروزی جهان در مورد آماسیس از کتاب تاریخ هرودوت است.