اصاغر

لغت نامه دهخدا

اصاغر. [ اَ غ ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اصغر. ( منتهی الارب ) ( قطر المحیط ). خردتران. ( از آنندراج ). خردان. ( غیاث ). کهتران. کوچکتران. مقابل اکابر. قال سیبویه: لایقال نسوة صغر و لا قوم اصاغر الا بالالف واللام، و کذا اصغرون ایضاً. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(اَ غَ ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ اصغر. ۱ - خردسالان، کوچکان. مق اکابر. ۲ - کهتران.

فرهنگ عمید

= اصغر

ویکی واژه

جِ اصغر.
خردسالان، کوچکان. مق اکابر.
کهتران.

جمله سازی با اصاغر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خدمتگر جاهش چه اکابر چه اصاغر روزی‌خور خوانش چه اعالی چه ادانی

💡 هم به اکابر مجیر هم به اصاغر ملاذ سعدالملک ملک صاحب قدسی‌نژاد

💡 همه گر پی مفاخر نرود زکبر وافر نه بجرگه اصاغر نه بخرگه اعاظم

💡 بنده را نیز خیالست که بی استحقاق اندر آن حلقه هم از جمع اصاغر باشد

💡 این حال کسی بود که او را دلی سلیم بود چنان که اللَّه گفت: إِلَّا مَنْ أَتَی اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ سلم من الضلالة ثمّ من البدعة ثمّ من الغیبة ثمّ من الحجبة ثمّ من المساکنة ثمّ من الملاحظة. هذه کلّها آفات و الاکابر سلموا منها و الاصاغر امتحنوا بها. و یقال القلب السلیم الذی سلم من ارادة سلامة نفسه.

💡 از اصاغر طاق و جفت افتاد فرد با اکابر در بهشت آمد قرین

💡 در برخی روایت‌های مذهبی، اشاره شده است که چگونه خداوند به کوچک‌ترین جزئیات زندگی انسان‌ها توجه دارد و حتی اصاغر و ناچیزترین اعمال را نیز می‌بیند.

💡 در تقابل میان بزرگان و اصاغر، تاریخ نشان داده است که گاهی قدرت‌های کوچک و ناچیز می‌توانند در تغییر مسیر تاریخ نقش‌های غیرمنتظره‌ای ایفا کنند.

💡 مفسران در بررسی آیات مربوط به طبقات اجتماعی، گاهی از اصاغر برای اشاره به کسانی استفاده می‌کنند که در سلسله‌مراتب قدرت در پایین‌ترین سطح قرار دارند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران