فرهنگ فارسی
( آشنا شدن ) ( مصدر ) آشنا شدن با کسی بار اول او را دیدن و باوی گفتگو کردن خود را بیکدیگر شناساندن. یا آشنا شدن بعلمی ( صنعتی ) اندکی فرا گرفتن آن.
( آشنا شدن ) ( مصدر ) آشنا شدن با کسی بار اول او را دیدن و باوی گفتگو کردن خود را بیکدیگر شناساندن. یا آشنا شدن بعلمی ( صنعتی ) اندکی فرا گرفتن آن.
آشناشدن
شناسایی پیدا کردن با او یا آن آشنا شدن، او یا آن را شناختن. در مشهد مقدس با هم آشنا شده بودیم. «حاجسیاح»
💡 علی پهلوان و پیام صالحی در سپاه پاسداران خدمت سربازی را طی میکردند. در طی این دوره، این دو نفر بیشتر به علاقهمندیهای یکدیگر آشنا شدند، هر دو شعر میگفتند، آواز میسراییدند، گیتار مینواختند و میخواندند.
💡 دو هنرمند ابتدا در دبستان با یکدیگر آشنا شدند و همکاری خود آغاز کردند. گروه در دهه ۱۹۷۰ از هم فرو پاشید.
💡 پیمانه ها به محتسبان آشنا شدند پنهان درون سنگ بود شیشه ام هنوز
💡 وینتون مارسالیس، ترومپتر، کروچ را «بهترین دوست من در جهان» و «مربی» نامید. این دو پس از اینکه مارسالیس در سن ۱۷ سالگی در شهر نیویورک ساکن شد تا در مدرسه جولیارد تحصیل کنند، با هم آشنا شدند. این دو رابطه نزدیکی داشتند، از زمان اولین آلبوم خود در سال ۱۹۸۲، یادداشتهای خطی را برای آلبومهای مارسالیس نوشته بود.
💡 در پاییز ۲۰۱۹ رابطه جدیدی را با بن افلک (بازیگر و کارگردان هالیوودی) شروع کرد. آنها در پشت صحنه فیلم آب عمیق با یکدیگر آشنا شدند. در ژانویه ۲۰۲۱ آن دو از هم جدا شدند.