آرامیده، واژهای است که معنای سکون و قرار را در خود جای داده است. این کلمه نشاندهنده وضعیتی است که در آن فرد یا شیء در آرامش کامل قرار دارد و هیچ گونه اضطراب یا هیجان در او مشاهده نمیشود. آرامیده بودن، گویای سکوت و سکون است و بهنوعی بیانگر دوری از هیاهو و شلوغی دنیای پیرامون است. این واژه همچنین میتواند به حالت اطمینان و آسودگی خاطر اشاره داشته باشد. وقتی کسی آرامیده است، ذهن و روح او در سکون و ثبات قرار گرفته و از دغدغهها و نگرانیها آزاد است. چنین حالتی نهتنها آرامش جسمانی، بلکه آرامش روانی و روحی را نیز شامل میشود. آرامیده بودن، علاوه بر سکون و سکوت، به معنای مستریح بودن نیز هست؛ یعنی فرد در موقعیتی قرار دارد که نه تنها امنیت دارد، بلکه از آرامش و راحتی کامل نیز برخوردار است. این واژه تداعیکننده حس اطمینان، آسودگی و آرامش است و حالتی است که هر انسان برای تجربهی آن ارزش و اهمیت فراوانی قائل است.
آرامیده
لغت نامه دهخدا
( آرامیده ) آرامیده. [ دَ / دِ] ( ن مف / نف ) ساکن. ساکت. مستریح. مطمئن. آرمیده.
- آرامیده شدن؛ سجو. تفرج.
- آرامیده شدن ورَم و آماس؛ انفشاش.
- آرامیده کردن ستور؛ توقیر آن. تسکین او.
- آرامیده گفتن؛تهوید. نرم گفتن. آهسته و شمرده گفتن.
فرهنگ فارسی
( آرامیده ) ( اسم ) آرام گرفته استراحت کرده آرمیده.
ساکت نرم گفتن
ویکی واژه
(قدیمی): بدون جنب و جوش، بیحرکت. لشکری آرمیده را به جوش آورد و دلهای آرامیده را رمیده گردانید. «بخاری»
مترادف میانه، یا مرز و محدود دو مالک زمین که حد واسط آنها تاکستانی قرار گرفته باشد. قبلاً اشاره شده مَی در زبان بهاری به معنی تاک یا درخت انگور است. آراَ مَی دِ. میانه تاک است.
جمله سازی با آرامیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرچه عمری بودم از سودای زلفت بیقرار تا شدم بیمار چشم مستت آرامیدهام