فرهنگ معین
(اِ طِ ) [ ع. اصطفاء ] (مص م. ) برگزیدن.
(اِ طِ ) [ ع. اصطفاء ] (مص م. ) برگزیدن.
۱. گزین کردن، برگزیدن.
۲. کسی را برگزیدن و مورد محبت قرار دادن.
اصطفاء
برگزیدن.
💡 صل علی محمدٍ دُرّة تاج الاصطفا صاحب جیش الاهتدا ناظم عقد الاتّقا
💡 در بعضی از شهرها به این آش ماصطفا،هم گفته میشود، ولی مواد اولیه این آشها با یکدیگر فرق دارد..
💡 تشریف اصطفا ز خدا گر بآدم است مقصود اصطفا نبود غیر مصطفی
💡 قالت الروح افتخارا اصطفانا فضله ثم غارت بعد حین من مقال نالها
💡 الهی گوهر اصطفا در دامن آدم تو ریختی و گرد عصیان بر فرق ابلیس تو بیختی و این دو جنس مخالف را با هم آمیختی، از روی ادب اگر بد کردیم بر ما مگیر که گرد فتنه تو انگیختی.
💡 مفسران گفتند: ان عیسی (ع) یخطب یوم القیامة علی رؤس الخلائق بهؤلاء الکلمات، و یخطب ابلیس علی اهل النار بهذه الکلمات: إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ الایة. آنچه بر شمرد درین آیت بیان نعمت است که خدای تعالی بر عیسی کرد، و اما نواخت که بر مادر وی کرد آنست که: اصطفاها و اختارها و طهرها من الاثم، و اختارها علی نساء العالمین، و جعلها زوجة محمد (ص).