فرآیندی است که طی آن، مرجع قضایی یا اشخاص ذینفع، از شاهد یا گواه درخواست میکنند تا دانشها و مشاهدات عینی خود پیرامون یک واقعه یا حقیقت مرتبط با موضوعی خاص را به صورت کتبی یا شفاهی ارائه نماید. هدف بنیادین از این اقدام، اثبات یک ادعا یا احقاق حق قانونی، یا در مقابل، رفع اتهام از شخصی است. از منظر ادله اثبات دعوی، استشهادیه سندی کتبی است که حاوی گواهی جمعی از شاهدان (گواهان) است. اگر شهادت از افرادی درخواست شود که در زمان وقوع امر یا در نزدیکی محل وقوع آن حضور داشتهاند، به آن «استشهادیه محلی» اطلاق میگردد که از نظر حقوقی دارای اهمیت ویژهای در اثبات نزدیکی شهود به واقعه است.
ورقه استشهادیه از نظر ماهیت، دارای ارزش و اعتبار «شهادت» است؛ یعنی محتوای آن به عنوان گواهی افراد تلقی میشود. با این حال، این سند در دستهبندی «سند رسمی» قرار نمیگیرد و از آن تبعیت نمیکند. این تمایز قانونی به این معناست که مفاد مندرج در استشهادیه، در صورت وجود دلایل و شواهد کافی، قابلیت «انکار»، «تکذیب» و همچنین ایراد «جعل» را خواهد داشت. این محدودیت ماهیتی، بر اهمیت لزوم دقت در انتخاب شهود و صحت کامل اظهارات آنها در زمان تنظیم سند تأکید میورزد و آن را از اسنادی که اعتبار انکارناپذیر دارند، متمایز میسازد.
استشهاد. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) گواهی خواستن. ( غیاث ) ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). حاضر آمدن خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). بگواهی خواندن. گواهی طلبیدن. بشهادت طلبیدن. ( تاریخ بیهقی ). || گواه کردن. ( تاج المصادربیهقی ). گواه گذرانیدن. مؤلف صبح الاعشی گوید: استشهاد؛ الحالة الاولی فی استعمال الشعر فی صناعة الکتابة. و هو ان یورد ( الکاتب ) البیت من الشعر او البیتین او اکثر فی خلال الکلام المنثور مطابقاً لمعنی ما تقدّم من النّثر؛ و لایشترط فیه ان یُنبّه علیه بقال و نحوه کما یشترط فی الاستشهاد بآیات القرآن و الاحادیث النبویة، فان الشعر یتمیز بوزنه و صیغته عن غیره من انواع الکلام، فلایحتاج الی التنبیه علیه و اکثر مایکون ذلک فی المکاتبات الاخوانیات، مثل ما کتب به القاضی الفاضل الی بعض اخوانه یستوحش منه، و یتشوّق الیه:
فیارب ان البین اضحت صروفه
علی و ما لی من مُعین فکن معی
علی قُرب عُذّالی و بعد احبّتی
و امواه اجفانی و نیران اضلُعی.
هذه تحیّة القلب المعذّب و سریرة الصبر المذبذب، و ظلامة عزم السلو المکذب، اصدرتها الی المجلس و قد وقَدَ فی الحشا نارها، الزّفیر اوارُها، و الدموع شرارها،و الشوق آثارها، و فی الفؤاد نارها.
لو زارنی مِنکم خیال ٌ هاجرٌ
لَهَدَتْه فی ظلمائه انوارها.
اَسَفاً علی ایّام الاجتماع الَّتی کانت مواسم السُرور و الاسرار، و مباسم الثغور و الاوطار، و تذکراً لاوقات عَذُب َ مذاقها، و امتدّ بالاُنس رواقها، و زوّجت بکرها و دوعب ذکرها:
واﷲ مانَسیت نفسی حلاوَتها
فکیف اذکر أنّی الیوم َ اذکرها؟
و مذ فارقت الجناب، لازال جنا جنابه نضیراً، وَ سنا سنائه مستطیراً و مُلکه ُ فی الخافقین خافق الاعلام، و عِزّه علی الجدیدین جدیدَالایّام، لم اَقِف منه علی کتاب تخلف سطوره ما غسل الدمع من سواد ناظری، و یُقدّم ببیاض منظومه و منثوره ماوزّعه البین من سویداء خاطری:
و لم یبق فی الاحشاء الا صبایة
من الصبر تجری فی الدّموع البوادر.
و اَساله المناب، بشریف الجناب، و اداء فرض، تقبیل الارض، حیث تلتقی وفودالدّنیا و الاَّخرة و تعمُر البیوت الغامرة المنن ُ الفامرة، و فضل الظل غیر منسوخ بهجیره و یُبشّر المجد بشخص لاتسمح الدّنیا بنظیره.
تظاهر فی الدّنیا باشرف ظاهر
فلم نر اَنقی منه غیر ضمیره
کفانی فخراً ان اسمّی بعبده
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - شهادت طلبیدن، شاهد خواستن. ۲ - شاهد آوردن. ۳ - گفته های کسی را به عنوان شاهدذکر کردن. ۴ - شاهد خواستن برای اثبات دعوی.
۱. شاهد آوردن از قول کسی در گفته یا نوشتۀ خود.
۲. (اسم ) (حقوق ) نوشته ای در مورد رد یا قبول یک موضوع با امضای شاهدان.
شهادت خواستن، به شهادت طلبیدن، گواهی خواستن، به گواهی خواندن، شاهد آوردن ازقول کسی درگفته یانوشته خود
۱ - ( مصدر ) بگواهی خواستن گواه جستن گواه گرفتن گواه گذراندن. ۲ - شاهد آوردن دلیل آوردن. ۳ - ذکر کردن گفته های دیگران بعنوان شاهد و مثال. ۴ - طلب شهود کردن برای اثبات حق و یا مدعایی بوسیل. شخص یا اشخاص یا دادگاهها. ۵ - ( اسم ) گواهی نامه نام. شهادت: استشهادی ترتیب داد. جمع: استشهادات.
اِستِشهاد
(یا: استشهادیه) درخواست ادای شهادت توسط دادگاه یا اشخاص، از شاهد یا گواه برای این که دانسته ها و مشاهدات خود را دربارۀ یک امر واقع، یا حقیقتی که از آن اطلاع دارد، بیان کند یا بنویسد. هدف از استشهاد، اثبات حق یا رفع اتهام است و یکی از دلایل اثبات ادعا، استشهادیه نوشته ای است متضمن گواهی جمعی از گواهان. در صورتی که طلب شهادت از کسانی باشد که در محل مورد گواهی یا نزدیک به آن بوده اند یا در محل وقوع جرم حضور داشته اند، آن را استشهادیۀ محلی گویند. ورقۀ استشهادیه ارزش شهادت دارد، ولی سند محسوب نمی شود؛ بنابراین در صورت وجود دلایل کافی مفاد آن قابل انکار و تکذیب و ایراد جعل است. استشهادیه یکی از مدارک لازم برای اخذ گواهی حصر وراثت از دادگاه، همچنین برای اخذ سند مالکیت المثنی، در مواردی که سند اصلی مفقود شده، است.
شهادت طلبیدن، شاهد خواستن.
شاهد آوردن.
گفتههای کسی را به عنوان شاهدذکر کردن.
شاهد خواستن برای اثبات دعوی.