اوثان

مترادف‌ها

بت‌ها

لغت نامه دهخدا

اوثان. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ وَثَن. بت ها. ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). اصنام. ( ترجمان القرآن ):
چو بردارد ز پیش روی اوثان
حجاب ماردی دست برهمن.منوچهری.شمشهای زر از قدود بدود واجسام اصنام و ابدان اوثان فرومیریختند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
به شرع عابد اوثان اگر بباید کشت
مرا چه حاجت کشتن که خود وثن بکشد.سعدی.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ وثن، بت ها.

فرهنگ عمید

= وثن

فرهنگ فارسی

بتها، جمع وثن
جمع وثن. بت ها

ویکی واژه

جِ وثن؛ بت‌ها.

جمله سازی با اوثان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ای وحّدوه ما لَکُمْ من معبود غَیْرُهُ اللَّه إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُفْتَرُونَ کاذبون فی اشراککم مع اللَّه الاوثان.

💡 و روی عن ابن عباس: انّ تلک الاوثان لما کان ایّام الغرق دفنها الطّوفان و طمّها التّراب فلم تزل مدفونة حتّی اخرجها الشیطان لمشرکی العرب فاخذوها و عبدوها و کانت العرب اصنام اخر فاللّات کانت لثقیف، و العزّی لسلیم، و غطفان، و مناة لهذیل، و اساف و نائلة و هبل لاهل مکة فکان اساف حیال الحجر الاسود و کانت نائلة جبال الرّکن الیمانی، و کان هبل فی جوف الکعبة ثمانیة عشر ذراعا.

💡 قوله: «أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً» امرهم اللَّه بعبادتها فی کتاب من کتبه. «قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ» قربوا حجتکم علی ذلک. «هذا ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ» ای هذا القرآن فیه ذکر امّتی و ذکر الامم المتقدمة و لیس فیه جواز ذلک و لا الامر بعبادة الاوثان.

💡 در داستان‌های اساطیری باستان، بسیاری از ملت‌ها برای پرستش خدایان خود به ساخت اوثان و مجسمه‌های بزرگ در معابد می‌پرداختند.

💡 شاعر با نقد عقاید خرافی، سعی داشت بگوید که انسان نباید در برابر اوثان ساخته دست خود، تسلیم و بی‌اراده شود.

💡 تخریب اوثان در دوران تغییرات مذهبی بزرگ، نمادی از رهایی از سنت‌های کهن و آغاز یک عصر جدید فکری و اجتماعی بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران