کلمه افروز در زبان فارسی به معنای روشنایی، درخشش و شعله است که به زیبایی و شکوه نور اشاره دارد. این واژه به گونهای است که نماد تابش و روشنایی در زندگی انسانها به شمار میآید. این واژه به معنای شعلهای است که میتواند در دل تاریکی، نور و امید را به ارمغان آورد. این واژه در ادبیات فارسی نیز کاربردهای فراوانی دارد و به عنوان نمادی از زیبایی و شکوه طبیعت و احساسات انسانی به کار میرود. این کلمه میتواند به توصیف لحظاتی از زندگی اشاره کند که در آنها فرد به درخشش و شکوه خاصی دست مییابد یا در شرایطی که روشنایی و امید در دل تاریکیها میتابد. همچنین، افروز به معنای روشن کردن و به وجود آوردن نور در زندگی دیگران نیز به کار میرود و نشاندهنده توانایی انسانها در ایجاد تغییرات مثبت و الهامبخش در اطراف خود است. با توجه به این مفهوم، میتوان گفت که افروز نه تنها به معنای فیزیکی روشنایی بلکه به معنای روحی و عاطفی نیز قابل تفسیر است. در واقع، این واژه به ما یادآوری میکند که هر یک از ما میتوانیم با افروختن شعله امید و محبت، زندگی خود و دیگران را روشنتر و زیباتر کنیم. در نهایت، افروز به عنوان یک مفهوم عمیق و زیبای فرهنگی، ما را تشویق میکند تا به دنبال روشنایی و درخشش در زندگی خود باشیم و به دیگران نیز این نور را منتقل کنیم.
افروز
لغت نامه دهخدا
افروز. [ اَ ] ( ص ) روشن. ( ناظم الاطباء ) ( هفت قلزم ) ( برهان ) ( آنندراج ) ( مؤید ). || ( نف مرخم ) روشن کننده. ( برهان ) ( آنندراج ) ( هفت قلزم ) ( ناظم الاطباء ) ( مؤید ) ( شرفنامه ). در کلمات مرکبه بمعنی افروزنده است و مخفف آن باشد، چنانکه درآتش افروز، آذرافروز، اخترافروز، انجمن افروز، آینه افروز، بستان افروز، بوستان افروز، جان افروز، چمن افروز، حق افروز، زینت افروز، دل افروز، سامعه افروز، شب افروز، شبستان افروز، عالم افروز، جهان افروز، گیتی افروز، لشکرافروز، مجلس افروز، مسندافروز، محفل افروز، دانش افروز،جنگ افروز، چراغ افروز، خاطرافروز، شعله افروز، کیهان افروز. ( یادداشت دهخدا ). و رجوع به این مرکبات شود.
فرهنگ اسم ها
معنی: افروختن، افروزنده، روشن کننده، تابنده، سوزاننده، ریشه افرختن
جملاتی از کلمه افروز
بیجمال تو، ای جهان افروز چشم عشاق، تیره بیند روز
اگر صد سال مانی ور یکی روز بباید رفت ازین کاخِ دلافروز
دوش شبم را صفت روز بود در برم آن شمع دل افروز بود