ترهیب
مترادفها
ترساندن، بیم دادن
متضادها
ترغیب، تشویق
لغت نامه دهخدا
ترهیب. [ ت َ ] ( ع مص ) ترسانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || بد حال شدن ناقه از رفتن بعد از آن بحال آمدن آن از خوردن علف. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) ترسانیدن. ۲ - (مص ل. ) بدحال شدن.
فرهنگ عمید
ترسانیدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ترسانیدن. جمع: ترهیبات.
ویکی واژه
ترسانیدن.
بدحال شدن.
جمله سازی با ترهیب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و صنف چهارم کسانی که شریر باشند و شر ایشان متعدی نبود، و این جماعت را تحقیر و اهانت باید فرمود و به مواعظ و زواجر و ترغیبات و ترهیبات بشارت و انذار کرد، تا اگر طبع خود باز گذارند و به خیر گرایند، و الا در هوان و خواری می باشند.
💡 امّا آن دو که نبوت و تقریب راست: نبیّ است و رسول. و مدحت و تعظیم را: رءوف است و رحیم، و هیبت و ترهیب را: مبشّر است و نذیر، و کنایت طه و یس، و صریح محمد و احمد.