انتهاک. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ترنجیده و لاغر ساختن تب، یقال: انتهکته الحمی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || زشت و آلوده کردن ناموس کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). آبروی کسی را شکستن و احترامش را بردن. ( از اقرب الموارد ). حرمت کسی بشکستن. ( مصادر زوزنی ). || زشت و آلوده شدن، یقال: انتهک الرجل الحرمة فانتهک الحرمة ( مجهولاً ). ( ناظم الاطباء ). || همه شیر پستان ناقه دوشیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). همه شیر پستان ماده شتر را دوشیدن. ( ناظم الاطباء ).
(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) ترنجیده و لاغر ساختن تب. ۲ - زشت و آلوده شدن. ۳ - (مص م. ) دریدن پردة ناموس کسی.
آلوده کردن ناموس کسی، دریدن پردۀ ناموس کسی.
۱ - ( مصدر ) ترنجیده و لاغر ساختن تب. ۲ - زشت و آلوده شدن. ۳ - ( مصدر ) زشت و آلوده کردن ناموس کسی را دریدن پرد. ناموس کسی را.
ترنجیده و لاغر ساختن تب.
زشت و آلوده شدن.
دریدن پردة ناموس کسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حرمه الرحمن أضحت فی انتهاک و انتهاک أحسن الله عزاک
💡 آری درند پرده ی شرع رسول خویش قومی که بیم و باک ندارند از انتهاک
💡 برده دل ها در ید آن شوخ چشم مست را اری چه باک از انتهاک
💡 و اسباب عداوت ارادی پنج چیز بود: تنازع در ملک و، تنازع در مرتبه و، تنازع در رغایب و، اقدام بر شهواتی که موجب انتهاک حرم بود و، اختلاف آرا. و طریق توقی از هر صنفی احتراز از سبب آن صنف بود.