ویکی واژه
آویزکردن
آویختن؛ آویزان کردن.
(قدیم): جنگ و جدال کردن.
آویزکردن
آویختن؛ آویزان کردن.
(قدیم): جنگ و جدال کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «همان است که قرآن گفته؛ کشتن به شدیدترین وجه، حلق آویز کردن به فضاحتبارترین حالت ممکن. تعزیر باید پوست را بدرد، از گوشت عبور کند و استخوان را درهم شکند». (محمد محمدی گیلانی، حاکم وقت شرع و رئیس دادگاههای انقلاب اسلامی، دربارهٔ شیوه شلاقزدن زندانیان در مصاحبه با روزنامه کیهان، مورخ ۲۸ شهریور ۱۳۶۰)
💡 یکی گوید: که دست آویز کردند قرار خون که در تبریز کردند
💡 این بیحمیّتان لشکریان کار نمیکنند و آب میببرند - و دشنام بزرگ این پادشاه این بودی- آخر قرار دادند که حاجبی با سواری چند خیلتاش و دیگر اصناف برفتند؛ و سپاه سالار متنکّر بیکوس و علم بدم ایشان رفت و نماز دیگر دستآویز کردند و جنگ سخت بود و از هر دو روی چند تن کشته و مجروح شد و شب آلتی باز گشت و بعلیاباد آمد، و گفتند آن شب مقام کرد و داود را بازنمود آنچه رفت و وی از شبورقان بعلیاباد آمد.