رابح

لغت نامه دهخدا

رابح. [ ب ِ ] ( ع اِ ) یکی یا شتربچه ازمادر جدا شده. ج، رباح. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || سوددهنده. نفعبخش. ( غیاث اللغات ). سودمند. مقابل خاسر. سودکننده. ( آنندراج ):
حاصل و رابح و موجود به هر وقت ز تست
هرچه سلطان جهان را غرض و کام و هواست.مسعودسعد.

فرهنگ معین

(بِ ) [ ع. ] (اِفا. ) سودبخش، سودآور، نافع.

فرهنگ عمید

۱. سودکننده.
۲. سود دهنده، سودآور، سودمند.

فرهنگ فارسی

سودکننده، سوددهنده، سود آور، سودمند
( اسم ) سود بخش سود آور نفع دهنده.

ویکی واژه

سودبخش، سودآور، ناف

جمله سازی با رابح

💡 بحکمتی که خدای جهان مقدّرکرد ملک مظفّردین رابحق مظفّرکرد

💡 ایر فرانس در سال ۲۰۱۱ میلادی به ۳۲ مقصد در داخل فرانسه و همچنین به ۱۶۸ مقصد در ۹۳ کشور جهان (شامل شهرستان‌ها و قلمروهای ماورابحار فرانسه) در ۶ قارهٔ جهان پروازهای مسافربری تجاری و ارسال بار انجام می‌داد. این فهرست شامل مقصدهای حمل بار و مقصدهای شرکت‌های زیرمجموعه مانند کورسیکا ایر، سیتی‌جت و هاپ! نیز می‌شود.

💡 گرچه ماشاه و سقرلاط بهم مشتبهند هریکی رابحد خویش شناسد ابصار

💡 حاصل و رابح و موجود به هر وقت ز توست هر چه سلطان جهان را غرض و کام و هواست