شخم زدن

لغت نامه دهخدا

شخم زدن. [ ش ُ زَ دَ] ( مص مرکب ) شدیاریدن. شیاریدن. شیار کردن زمین برای پاشیدن بزر. ( یادداشت مؤلف ). کندن زمین برای تخم ریزی. ( فرهنگ نظام ). و رجوع به شخم و شخم کردن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) شیار کردن زمین با گاو آهن یا تراکتور برای زراعت شخم کردن.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] شخم زدن از جمله الفاظی است که در ابواب مختلف فقه بکار رفته است.
شخم زدن ایجاد شیار در زمین به وسیله خیش یا گاو آهن است.
احکام شخم زدن درابواب فقه
از احکام آن در بابهای زکات، مزارعه، مساقات و اجاره سخن گفته‏ اند.
← شخم زدن در زکات
۱. ↑ جواهر الکلام ج۱۵، ص۲۳۳.
...

ویکی واژه

arare

جمله سازی با شخم زدن

💡 سپس جشن سنت نیکلا بر پا می‌شود، که در طی آن برای هر چهار خانواده، یک گاو نر قربانی می‌کنند. در ماه مه، جشن «خدای بزرگ»، در پایان شخم زدن زمین بر پا می‌دارند، و در این هنگام، گورهای سال گذشته را با چمن می‌پوشانند. پس از آن، زنان مراسمی در دهکده به یاد دزور هر محل انجام می‌دهند و هیچ مردی، غیر از قربانی کننده، نباید حضور داشته باشد، و هدف از این اقدامات تأمین محصول آینده است.

💡 آخرین روز آکیتو. خدایان به معبد مردوک بازمی‌گردند (مجسمه‌ها به معبد بازمی‌گردند) و زندگی روزمره در بابل، نینوا و بقیه شهرهای آشوری از سر گرفته می‌شود. مردم شروع به شخم زدن و آماده شدن برای چرخه دیگری از فصول می‌کنند.

💡 آخرین روز آکیتو. خدایان به معبد مردوک بازمی‌گردند (مجسمه‌ها به معبد بازمی‌گردند) و زندگی روزمره در بابل، نینوا و بقیه شهرهای کلدانی از سر گرفته می‌شود. مردم شروع به شخم زدن و آماده شدن برای چرخه دیگری از فصول می‌کنند.