شب غریب

لغت نامه دهخدا

شب غریب. [ ش َ غ َ ] ( اِ مرکب ) شب اول مرگ کسی. ( یادداشت مؤلف ). || نان و حلوایی باشد که در شب اول قبر میت به جهت ترویح روح او قسمت کنند. ( از برهان ). نان و حلوایی که شب اول میت سر قبر او قسمت میکردند و حالا آن را در بعضی از جاهای ایران شام غریبان گویند. ( فرهنگ نظام ):
روز اجل کفن بدرم همچو نان پهن
ازبهروصل چلپک و حلوای شب غریب.بسحاق اطعمه.از شمیم نان و حلواهای گرم شب غریب
بس بخواهد رفت بر بالای خاک ما نسیم.بسحاق اطعمه.

فرهنگ معین

(شَ غَ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) نان و حلوایی که در شب اول دفن میت به جهت ترویح روح او قسمت کنند.

فرهنگ فارسی

نان حلوایی که در شب اول دفن میت به جهت ترویح روح او قسمت کنند.

ویکی واژه

نان و حلوایی که در شب اول دفن میت به جهت ترویح روح او قسمت کنند.

جمله سازی با شب غریب

💡 هر شب غریب گفتی نیکو است این ولیکن مهمانیت نمایم چون شهر ما بیایی

💡 در شب غریبی ها حلقه های زلف او طرفه منزل امنی است خاطر پریشان را

💡 شب غریب چو آواز آشنا شنوی رهی ز ضربت مار و جهی ز وحشت مور

💡 امشب غریب نوسفری می‌کند وداع خو کردة به خاک دری می‌کند وداع

💡 یا من بک اعتمادی رفقا علی الفوادی در کوی تو بنالد چون نیمه شب غریبی

💡 یاد زلف تو آشفته شب بود افزون که شب غریب بود بیشتر بیاد وطن

ارکان یعنی چه؟
ارکان یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز