زبان معیار در زبانشناسی به گونهای از زبان گفته میشود که در یک کشور یا جامعه بهعنوان مهمترین و معتبرترین وسیله ارتباطی پذیرفته شده است. این زبان بهعنوان مرجع برای تعیین درست یا غلط بودن گفتار و نوشتار افراد شناخته میشود و نقش استاندارد در جامعه دارد.
زبان معیار معمولاً در آموزش، رسانهها، متون علمی و ادبی و مکاتبات رسمی به کار میرود. این گونه زبانی از گویشهای محلی و ناپایدار مستقل است و قواعد دستوری و واژگانی مشخصی دارد که ارتباط میان افراد با پیشینههای مختلف را تسهیل میکند.
زبان معیار باعث یکپارچگی فرهنگی و اجتماعی میشود و امکان انتقال دقیق مفاهیم علمی و ادبی را فراهم میکند. تسلط بر آن به افراد کمک میکند در محیطهای رسمی و آموزشی بهتر ارتباط برقرار کنند و پایهای برای حفظ هویت زبانی و توسعه فرهنگی جامعه محسوب میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین، اینکه کدام یک از گونههای کاربردی یا ویژگیها از ارج بیشتری برخوردار باشد، به شنونده و زمینه بستگی دارد. بنابراین مفاهیم ارج آشکار و پنهان نیز وجود دارند. اعتبار بی حد و اندازه به ویژگیهای زبان معیار و «رسمی» مربوط است و قدرت و مقام را بیان میکند. اعتبار پنهان بیشتر مربوط به زبان محلی است و بیش از اقتدار، همبستگی، اجتماع و هویت گروهی را بیان میکند.
💡 با انتشار ترجمه محلی لوتر از کتاب مقدس، آلمانی در برابر لاتین به عنوان یک زبان قانونی برای موضوعات درباری، ادبی و اکنون کلیسایی مطرح شد. کتاب مقدس او در ایالتهای آلمان همهگیر شد و تقریباً هر خانوار نسخهای از آن را در اختیار داشت. با وجود تأثیر کتاب مقدس لوتر به عنوان یک زبان معیار غیررسمی، گونه معیار کاملاً پذیرفتهشده آلمانی نوشتاری در اواسط سده هجدهم پدیدار شد.