خودفریب

مترادف‌ها

متوهم، خودباور

متضادها

خودآگاه، خودشناس

لغت نامه دهخدا

خودفریب. [ خوَدْ / خُدْ ف ِ / ف َ ] ( نف مرکب ) گول زننده خود. آنکه بخیال خود خود را فریب می دهد.

فرهنگ فارسی

گول زنندگی خود فریب دهندگی خود

جمله سازی با خودفریب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 برلین معتقد بود خودفریبی است اگر باور کنیم برابری می‌تواند با آزادی در آشتی باشد. کثرت‌گرایی برلین، لیبرالیسم را از باور ساده‌لوحانه به پیشرفت و کمال‌گرایی جدا می‌کند. او اعتقاد دارد که کمال‌گرایی در هر نظامی منجر به توتالیتاریسم می‌شود. برلین اعتقاد دارد انسان نمی‌تواند به کمال خود برسد، از این رو هیچ‌گاه پیش‌بینی پذیر نیست. انسان خطاپذیر است، ترکیب پیچیده‌ای از تضادهاست که برخی را می‌توان هماهنگ ساخت و برخی را نه.

💡 بسیاری از انسان‌ها با استفاده از مکانیزم‌های دفاعی روانی، رفتارهای خودفریبانه را در پیش می‌گیرند تا با حقیقت تلخ و دردناک زندگی خود روبرو نشوند.

💡 اگر فرد بخواهد در یک رابطه سمی باقی بماند، معمولاً با نگاهی خودفریب به طرف مقابل، تمام نقص‌ها و اشتباهات او را نادیده می‌گیرد.

💡 برای رسیدن به رشد شخصی و بلوغ فکری، انسان باید از حالت خودفریب خارج شده و با تمام ضعف‌ها و توانایی‌های واقعی خود روبرو شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران