خاکبرداری
مترادفها
حفاری، زمینبرداری
متضادها
خاکریزی
لغت نامه دهخدا
خاک برداری.[ ب َ ] ( حامص مرکب ) خاک از زمین برداشتن. زیادی خاک محلی را بجای دیگر بردن. || گودبرداری.
فرهنگ عمید
برداشتن و انتقال خاک از زمین برای هموار ساختن آن.
فرهنگ فارسی
خاک از زمینی برداشتن زیادی خاک محلی را بجای دیگر بردن.
فرهنگستان زبان و ادب
{excavation} [حمل ونقل درون شهری جاده ای، حمل ونقل ریلی] برداشت خاک پس از برداشتن لایۀ نباتی تا عمق پیش بینی شده در طرح برای رسیدن به تراز احداث راه
ویکی واژه
برداشت خاک پس از برداشتن لایۀ نباتی تا عمق پیشبینیشده در طرح برای رسیدن به تراز احداث راه.
جمله سازی با خاکبرداری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شرکتهای پیمانکاری برای شروع پروژه ساخت بزرگراه، دستور عملیات خاکبرداری را صادر کردند تا زیرساختهای لازم برای جادهسازی فراهم شود.
💡 فرآیند خاکبرداری در سایتهای ساختمانی باید با رعایت دقیق استانداردهای ایمنی و مهندسی انجام شود تا از ریزش زمین جلوگیری به عمل آید.
💡 تیمهای عملیاتی پس از اتمام مراحل خاکبرداری و تسطیح زمین، آماده بودند تا عملیات بتنریزی و پیریزی ساختمان را با دقت آغاز کنند.